waddled away
به آرامی دور شد
waddled over
به آرامی نزدیک شد
waddled back
به آرامی برگشت
waddled around
به آرامی در اطراف رفت
waddled slowly
به آرامی راه رفت
waddled happily
با خوشحالی راه رفت
waddled clumsily
به طرز ناشیانهای راه رفت
waddled in
وارد شد
waddled out
خارج شد
waddled together
با هم راه رفتند
the duck waddled across the lawn.
اردک در سراشیبی چمنزار راه میرفت.
the baby waddled towards her mother.
بچه به سمت مادرش راه میرفت.
he waddled like a penguin on the ice.
او مثل یک پنگوئن روی یخ راه میرفت.
the toddler waddled after the puppy.
کودک خردسال به دنبال توله سگ راه میرفت.
she waddled through the crowded street.
او در خیابان شلوغ راه میرفت.
the goose waddled to the pond.
غاز به سمت برکه راه میرفت.
he waddled back to his seat after the break.
او بعد از استراحت به سمت جایگاه خود راه میرفت.
they waddled in sync during the parade.
آنها در حین رژه همگام راه میرفتند.
the children waddled around the playground.
کودکان در اطراف زمین بازی راه میرفتند.
she waddled away, laughing with her friends.
او با خندیدن با دوستانش دور شد.
waddled away
به آرامی دور شد
waddled over
به آرامی نزدیک شد
waddled back
به آرامی برگشت
waddled around
به آرامی در اطراف رفت
waddled slowly
به آرامی راه رفت
waddled happily
با خوشحالی راه رفت
waddled clumsily
به طرز ناشیانهای راه رفت
waddled in
وارد شد
waddled out
خارج شد
waddled together
با هم راه رفتند
the duck waddled across the lawn.
اردک در سراشیبی چمنزار راه میرفت.
the baby waddled towards her mother.
بچه به سمت مادرش راه میرفت.
he waddled like a penguin on the ice.
او مثل یک پنگوئن روی یخ راه میرفت.
the toddler waddled after the puppy.
کودک خردسال به دنبال توله سگ راه میرفت.
she waddled through the crowded street.
او در خیابان شلوغ راه میرفت.
the goose waddled to the pond.
غاز به سمت برکه راه میرفت.
he waddled back to his seat after the break.
او بعد از استراحت به سمت جایگاه خود راه میرفت.
they waddled in sync during the parade.
آنها در حین رژه همگام راه میرفتند.
the children waddled around the playground.
کودکان در اطراف زمین بازی راه میرفتند.
she waddled away, laughing with her friends.
او با خندیدن با دوستانش دور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید