wagonette

[ایالات متحده]/wæɡəˈnɛt/
[بریتانیا]/wæɡəˈnɛt/

ترجمه

n. (یک کالسکه سبک چهارچرخ با دو ردیف صندلی رو به روی هم)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wagonette ride

گشت و گذار با واگن

wagonette tour

تور با واگن

wagonette rental

اجاره واگن

wagonette service

خدمات واگن

wagonette driver

راننده واگن

wagonette adventure

ماجراجویی با واگن

wagonette excursion

گشت واگن

wagonette experience

تجربه واگن

wagonette journey

سفر با واگن

wagonette event

رویداد واگن

جملات نمونه

the wagonette was filled with picnic supplies for the day trip.

واگنیت با لوازم پیک نیک برای سفر یک روزه پر شده بود.

we decided to rent a wagonette for our family outing.

ما تصمیم گرفتیم یک واگنیت برای گردش خانوادگی خود اجاره کنیم.

the children eagerly climbed into the wagonette for the ride.

کودکان با اشتیاق وارد واگنیت برای سواری شدند.

during the festival, a colorful wagonette paraded through the streets.

در طول جشنواره، یک واگنیت رنگارنگ در خیابان‌ها رژه رفت.

the wagonette was pulled by two strong horses.

واگنیت توسط دو اسب قوی کشیده می شد.

they decorated the wagonette with flowers for the wedding.

آنها واگنیت را با گل برای عروسی تزئین کردند.

our tour guide explained the history of the wagonette.

راهنمای تور ما تاریخچه واگنیت را توضیح داد.

the wagonette swayed gently as we traveled down the bumpy road.

واگنیت به آرامی به جلو و عقب می رفت در حالی که ما در جاده ناهموار حرکت می کردیم.

after the ride, we enjoyed ice cream near the wagonette.

بعد از سواری، ما از بستنی در نزدیکی واگنیت لذت بردیم.

the wagonette's vintage style attracted many photographers.

سبک قدیمی واگنیت توجه بسیاری از عکاسان را به خود جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید