wailer

[ایالات متحده]/ˈweɪlə/
[بریتانیا]/ˈweɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که غم یا اندوه خود را به ویژه به صورت بلند بیان می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

wailer in distress

زاری در عذاب

wailer at night

زاری در شب

wailer of sorrow

زاری از غم

wailer on stage

زاری روی صحنه

wailer of grief

زاری از اندوه

wailer of despair

زاری از ناامیدی

wailer for help

زاری برای کمک

wailer of anguish

زاری از رنج

جملات نمونه

the wailer at the concert captured everyone's attention.

گریه‌کننده در کنسرت توجه همه را به خود جلب کرد.

she is known as the town's wailer, always expressing her sorrow.

او به عنوان گریه‌کننده شهر شناخته می‌شود، همیشه غم و اندوه خود را بیان می‌کند.

the wailer’s voice echoed through the empty streets.

صدای گریه‌کننده در خیابان‌های خالی طنین‌انداز بود.

during the funeral, a wailer was heard in the background.

در طول تشییع جنازه، صدای یک گریه‌کننده از پس‌زمینه شنیده می‌شد.

he played the role of a wailer in the traditional play.

او نقش یک گریه‌کننده را در نمایش سنتی ایفا کرد.

the wailer brought tears to the audience’s eyes.

گریه‌کننده باعث شد اشک در چشمان مخاطبان جاری شود.

people often hire a professional wailer for funerals.

افراد اغلب برای تشییع جنازه یک گریه‌کننده حرفه‌ای استخدام می‌کنند.

the wailer’s lament was both haunting and beautiful.

گریه‌کننده هم دلخراش و هم زیبا بود.

in some cultures, a wailer is an important part of mourning rituals.

در برخی فرهنگ‌ها، یک گریه‌کننده بخش مهمی از مراسم سوگواری است.

the wailer expressed grief in a way that resonated with everyone.

گریه‌کننده غم و اندوه را به گونه‌ای بیان کرد که با همه همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید