wailer in distress
زاری در عذاب
wailer at night
زاری در شب
wailer of sorrow
زاری از غم
wailer on stage
زاری روی صحنه
wailer of grief
زاری از اندوه
wailer of despair
زاری از ناامیدی
wailer for help
زاری برای کمک
wailer of anguish
زاری از رنج
the wailer at the concert captured everyone's attention.
گریهکننده در کنسرت توجه همه را به خود جلب کرد.
she is known as the town's wailer, always expressing her sorrow.
او به عنوان گریهکننده شهر شناخته میشود، همیشه غم و اندوه خود را بیان میکند.
the wailer’s voice echoed through the empty streets.
صدای گریهکننده در خیابانهای خالی طنینانداز بود.
during the funeral, a wailer was heard in the background.
در طول تشییع جنازه، صدای یک گریهکننده از پسزمینه شنیده میشد.
he played the role of a wailer in the traditional play.
او نقش یک گریهکننده را در نمایش سنتی ایفا کرد.
the wailer brought tears to the audience’s eyes.
گریهکننده باعث شد اشک در چشمان مخاطبان جاری شود.
people often hire a professional wailer for funerals.
افراد اغلب برای تشییع جنازه یک گریهکننده حرفهای استخدام میکنند.
the wailer’s lament was both haunting and beautiful.
گریهکننده هم دلخراش و هم زیبا بود.
in some cultures, a wailer is an important part of mourning rituals.
در برخی فرهنگها، یک گریهکننده بخش مهمی از مراسم سوگواری است.
the wailer expressed grief in a way that resonated with everyone.
گریهکننده غم و اندوه را به گونهای بیان کرد که با همه همخوانی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید