lamenter

[ایالات متحده]/[ˈlæmənətə]/
[بریتانیا]/[ˈlæmənətər]/

ترجمه

n. شخصی که غم یا اندوه را بیان می‌کند؛ نوایان؛ کسی که شکایت می‌کند یا نارضایتی را ابراز می‌کند.
v. بیان غم یا اندوه کردن؛ نوحه کردن؛ شکایت کردن یا نارضایتی را ابراز کردن.
adj. بیانگر غم یا اندوه؛ غمگین.
Word Forms
جمعlamenters

عبارات و ترکیب‌ها

lamenter's voice

صدای لمانتر

lamenter stood

لامانتر ایستاد

lamenter's grief

غم لمانتر

lamenter wept

لامانتر گریه کرد

lamenter's song

آهنگ لمانتر

lamenter's eyes

چشمان لمانتر

جملات نمونه

the experienced hiker lamented the loss of the trail marker.

راهپیمای با تجربه متاسف بود از دست رفتن نشانگر مسیر.

she lamented the decline of traditional arts and crafts.

او متاسف بود از زوال هنرهای سنتی و صنایع دستی.

he lamented the passing of his beloved grandfather.

او متاسف بود از رحلت پدربزرگ گرامی‌اش.

the team lamented their missed opportunity to win the championship.

تیم متاسف بود از دست دادن فرصت قهرمانی.

the author lamented the lack of support for independent bookstores.

نویسنده متاسف بود از فقدان حمایت از کتابفروشی‌های مستقل.

the townspeople lamented the closure of the local factory.

ساکنان شهر متاسف بودند از تعطیلی کارخانه محلی.

the scientist lamented the damage to the fragile ecosystem.

دانشمند متاسف بود از آسیب به اکوسیستم شکننده.

the students lamented the difficult exam and its consequences.

دانشجویان متاسف بودند از امتحان دشوار و عواقب آن.

the critic lamented the film's predictable plot and weak characters.

منتقد متاسف بود از طرح قابل پیش‌بینی و شخصیت‌های ضعیف فیلم.

the historian lamented the destruction of historical documents.

تاریخ‌نگار متاسف بود از تخریب اسناد تاریخی.

the gardener lamented the sudden frost that killed her plants.

باغباندار متاسف بود از یخبندان ناگهانی که گیاهانش را از بین برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید