waistcloths

[ایالات متحده]/ˈweɪstklɔːθs/
[بریتانیا]/ˈweɪstklɔθs/

ترجمه

n. پرده یا پیش بند تزئینی

عبارات و ترکیب‌ها

traditional waistcloths

روسري‌های سنتی

colorful waistcloths

روسری‌های رنگارنگ

cotton waistcloths

روسری‌های نخی

handmade waistcloths

روسری‌های دست‌ساز

ceremonial waistcloths

روسری‌های مراسمی

fashionable waistcloths

روسری‌های مد روز

custom waistcloths

روسری‌های سفارشی

lightweight waistcloths

روسری‌های سبک وزن

durable waistcloths

روسری‌های بادوام

decorative waistcloths

روسری‌های تزئینی

جملات نمونه

he wore traditional waistcloths during the festival.

او در طول جشنواره لباس‌های سنتی کمری پوشید.

waistcloths are often made from lightweight fabrics.

لباس‌های کمری اغلب از پارچه‌های سبک وزن ساخته می‌شوند.

in some cultures, waistcloths are a symbol of status.

در برخی فرهنگ‌ها، لباس‌های کمری نشانه‌ای از مقام هستند.

she prefers to wear waistcloths in hot weather.

او ترجیح می‌دهد در هوای گرم لباس‌های کمری بپوشد.

waistcloths can be styled in various ways.

می‌توان لباس‌های کمری را به روش‌های مختلف استایل کرد.

many dancers wear waistcloths as part of their costumes.

رقصوران زیادی لباس‌های کمری را به عنوان بخشی از لباس خود می‌پوشند.

waistcloths are often decorated with intricate patterns.

لباس‌های کمری اغلب با طرح‌های پیچیده تزئین می‌شوند.

he bought several waistcloths for his trip to the tropics.

او چندین لباس کمری برای سفرش به مناطق گرمسیری خرید.

in ancient times, waistcloths were common among men.

در زمان‌های قدیم، لباس‌های کمری در بین مردان رایج بودند.

she learned how to tie waistcloths from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه لباس‌های کمری را از مادربزرگش ببندد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید