traditional waistcloths
روسريهای سنتی
colorful waistcloths
روسریهای رنگارنگ
cotton waistcloths
روسریهای نخی
handmade waistcloths
روسریهای دستساز
ceremonial waistcloths
روسریهای مراسمی
fashionable waistcloths
روسریهای مد روز
custom waistcloths
روسریهای سفارشی
lightweight waistcloths
روسریهای سبک وزن
durable waistcloths
روسریهای بادوام
decorative waistcloths
روسریهای تزئینی
he wore traditional waistcloths during the festival.
او در طول جشنواره لباسهای سنتی کمری پوشید.
waistcloths are often made from lightweight fabrics.
لباسهای کمری اغلب از پارچههای سبک وزن ساخته میشوند.
in some cultures, waistcloths are a symbol of status.
در برخی فرهنگها، لباسهای کمری نشانهای از مقام هستند.
she prefers to wear waistcloths in hot weather.
او ترجیح میدهد در هوای گرم لباسهای کمری بپوشد.
waistcloths can be styled in various ways.
میتوان لباسهای کمری را به روشهای مختلف استایل کرد.
many dancers wear waistcloths as part of their costumes.
رقصوران زیادی لباسهای کمری را به عنوان بخشی از لباس خود میپوشند.
waistcloths are often decorated with intricate patterns.
لباسهای کمری اغلب با طرحهای پیچیده تزئین میشوند.
he bought several waistcloths for his trip to the tropics.
او چندین لباس کمری برای سفرش به مناطق گرمسیری خرید.
in ancient times, waistcloths were common among men.
در زمانهای قدیم، لباسهای کمری در بین مردان رایج بودند.
she learned how to tie waistcloths from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه لباسهای کمری را از مادربزرگش ببندد.
traditional waistcloths
روسريهای سنتی
colorful waistcloths
روسریهای رنگارنگ
cotton waistcloths
روسریهای نخی
handmade waistcloths
روسریهای دستساز
ceremonial waistcloths
روسریهای مراسمی
fashionable waistcloths
روسریهای مد روز
custom waistcloths
روسریهای سفارشی
lightweight waistcloths
روسریهای سبک وزن
durable waistcloths
روسریهای بادوام
decorative waistcloths
روسریهای تزئینی
he wore traditional waistcloths during the festival.
او در طول جشنواره لباسهای سنتی کمری پوشید.
waistcloths are often made from lightweight fabrics.
لباسهای کمری اغلب از پارچههای سبک وزن ساخته میشوند.
in some cultures, waistcloths are a symbol of status.
در برخی فرهنگها، لباسهای کمری نشانهای از مقام هستند.
she prefers to wear waistcloths in hot weather.
او ترجیح میدهد در هوای گرم لباسهای کمری بپوشد.
waistcloths can be styled in various ways.
میتوان لباسهای کمری را به روشهای مختلف استایل کرد.
many dancers wear waistcloths as part of their costumes.
رقصوران زیادی لباسهای کمری را به عنوان بخشی از لباس خود میپوشند.
waistcloths are often decorated with intricate patterns.
لباسهای کمری اغلب با طرحهای پیچیده تزئین میشوند.
he bought several waistcloths for his trip to the tropics.
او چندین لباس کمری برای سفرش به مناطق گرمسیری خرید.
in ancient times, waistcloths were common among men.
در زمانهای قدیم، لباسهای کمری در بین مردان رایج بودند.
she learned how to tie waistcloths from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه لباسهای کمری را از مادربزرگش ببندد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید