wakens the mind
بیدار کردن ذهن
wakens the spirit
بیدار کردن روح
wakens the senses
بیدار کردن حواس
wakens the heart
بیدار کردن قلب
wakens creativity
بیدار کردن خلاقیت
wakens the body
بیدار کردن بدن
wakens interest
بیدار کردن علاقه
wakens desire
بیدار کردن اشتیاق
wakens awareness
بیدار کردن آگاهی
wakens potential
بیدار کردن پتانسیل
the sound of the alarm clock wakens me every morning.
صدای ساعت آلارم هر روز صبح من را بیدار میکند.
the bright sunlight wakens the flowers in the garden.
نور خورشید درخشان گلهای باغ را بیدار میکند.
a good book often wakens my imagination.
یک کتاب خوب اغلب تخیل من را بیدار میکند.
the smell of fresh coffee wakens my senses.
بوی قهوه تازه حواس من را بیدار میکند.
his speech wakens a sense of hope in the audience.
سخنرانی او حسی از امید را در بینندگان بیدار میکند.
the cold water wakens me instantly.
آب سرد من را به سرعت بیدار میکند.
the music softly wakens memories of my childhood.
موسیقی به آرامی خاطرات دوران کودکی من را زنده میکند.
a gentle breeze wakens the leaves on the trees.
نسیم ملایم برگهای درختان را تکان میدهد.
the story wakens a desire for adventure.
داستان میل به ماجراجویی را برمیانگیزد.
the teacher's enthusiasm wakens interest in the subject.
اشتیاق معلم علاقه به موضوع را برمیانگیزد.
wakens the mind
بیدار کردن ذهن
wakens the spirit
بیدار کردن روح
wakens the senses
بیدار کردن حواس
wakens the heart
بیدار کردن قلب
wakens creativity
بیدار کردن خلاقیت
wakens the body
بیدار کردن بدن
wakens interest
بیدار کردن علاقه
wakens desire
بیدار کردن اشتیاق
wakens awareness
بیدار کردن آگاهی
wakens potential
بیدار کردن پتانسیل
the sound of the alarm clock wakens me every morning.
صدای ساعت آلارم هر روز صبح من را بیدار میکند.
the bright sunlight wakens the flowers in the garden.
نور خورشید درخشان گلهای باغ را بیدار میکند.
a good book often wakens my imagination.
یک کتاب خوب اغلب تخیل من را بیدار میکند.
the smell of fresh coffee wakens my senses.
بوی قهوه تازه حواس من را بیدار میکند.
his speech wakens a sense of hope in the audience.
سخنرانی او حسی از امید را در بینندگان بیدار میکند.
the cold water wakens me instantly.
آب سرد من را به سرعت بیدار میکند.
the music softly wakens memories of my childhood.
موسیقی به آرامی خاطرات دوران کودکی من را زنده میکند.
a gentle breeze wakens the leaves on the trees.
نسیم ملایم برگهای درختان را تکان میدهد.
the story wakens a desire for adventure.
داستان میل به ماجراجویی را برمیانگیزد.
the teacher's enthusiasm wakens interest in the subject.
اشتیاق معلم علاقه به موضوع را برمیانگیزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید