rouses

[ایالات متحده]/raʊzɪz/
[بریتانیا]/raʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیدار شدن یا بیدار کردن؛ فعال کردن کسی یا چیزی یا تحریک کردن علاقه

عبارات و ترکیب‌ها

rouses curiosity

ایجاد کنجکاوی

rouses interest

ایجاد علاقه

rouses emotions

ایجاد احساسات

rouses awareness

ایجاد آگاهی

rouses excitement

ایجاد هیجان

rouses passion

ایجاد اشتیاق

rouses attention

ایجاد توجه

rouses spirits

ایجاد روحیه

rouses motivation

ایجاد انگیزه

rouses support

ایجاد حمایت

جملات نمونه

the speech rouses the audience's emotions.

سخنرانی باعث برانگیختن احساسات مخاطبان می‌شود.

her story rouses curiosity in everyone.

داستان او کنجکاوی را در همه برمی‌انگیزد.

the documentary rouses interest in environmental issues.

مستند علاقه به مسائل زیست‌محیطی را برمی‌انگیزد.

the music rouses memories of my childhood.

موسیقی خاطرات دوران کودکی من را زنده می‌کند.

the coach rouses the team before the big game.

مربی تیم را قبل از بازی بزرگ به وجد می‌آورد.

the novel rouses deep thoughts about society.

رمان افکار عمیقی در مورد جامعه را برمی‌انگیزد.

his passion rouses admiration from his peers.

اشتیاق او تحسین را از همسالانش برمی‌انگیزد.

the art exhibit rouses a sense of wonder.

نمایشگاه هنری حسی از شگفتی را برمی‌انگیزد.

the news rouses concern about public safety.

اخبار نگرانی در مورد ایمنی عمومی را برمی‌انگیزد.

the festival rouses excitement among the community.

جشنواره هیجان را در میان جامعه برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید