walkouts

[ایالات متحده]/wɔːkˌaʊts/
[بریتانیا]/wɔkˌaʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتصاب یا اعتراضی که شرکت‌کنندگان یک مکان را به عنوان شکلی از نمایش ترک می‌کنند; عمل ترک یک جلسه یا سازمان، اغلب به عنوان اعتراض; یک رابطه یا وضعیت عاشقانه

عبارات و ترکیب‌ها

staff walkouts

ترک شغل کارکنان

union walkouts

ترک شغل اتحادیه

protest walkouts

ترک شغل اعتراضی

mass walkouts

ترک شغل دسته‌جمعی

employee walkouts

ترک شغل کارمندان

class walkouts

ترک شغل کلاسی

scheduled walkouts

ترک شغل زمان‌بندی‌شده

spontaneous walkouts

ترک شغل خودجوش

short walkouts

ترک شغل کوتاه

frequent walkouts

ترک شغل مکرر

جملات نمونه

the walkouts during the meeting disrupted the agenda.

راهپیمایی‌های حین جلسه، دستور کار را مختل کرد.

many employees staged walkouts to demand better working conditions.

بسیاری از کارمندان برای درخواست شرایط کاری بهتر، راهپیمایی کردند.

walkouts can be an effective way to express dissatisfaction.

راهپیمایی‌ها می‌توانند راهی مؤثر برای بیان نارضایتی باشند.

the walkouts were organized by the workers' union.

راهپیمایی‌ها توسط اتحادیه کارگران سازماندهی شد.

after the walkouts, management agreed to negotiate.

پس از راهپیمایی‌ها، مدیریت با آنها به مذاکره پرداخت.

walkouts often lead to significant changes in policy.

راهپیمایی‌ها اغلب منجر به تغییرات قابل توجهی در سیاست‌ها می‌شود.

students planned walkouts to protest against tuition hikes.

دانشجویان برای اعتراض به افزایش شهریه، راهپیمایی برنامه‌ریزی کردند.

walkouts are sometimes seen as a last resort.

گاهی اوقات راهپیمایی‌ها به عنوان آخرین راه حل تلقی می‌شوند.

the company faced backlash after the walkouts.

پس از راهپیمایی‌ها، شرکت با واکنش منفی روبرو شد.

walkouts can draw attention to important issues.

راهپیمایی‌ها می‌توانند توجه را به مسائل مهم جلب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید