protests

[ایالات متحده]/prəʊˈtɛsts/
[بریتانیا]/proʊˈtɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال ابراز عدم توافق یا نارضایتی
v. ابراز مخالفت قوی

عبارات و ترکیب‌ها

peaceful protests

تظاهرات مسالمت‌آمیز

mass protests

تظاهرات گسترده

student protests

تظاهرات دانشجویی

anti-government protests

تظاهرات ضد دولتی

protests continue

تظاهرات ادامه دارد

nationwide protests

تظاهرات سراسری

protests erupt

تظاهرات آغاز می‌شود

violent protests

تظاهرات خشن

labor protests

تظاهرات کارگری

civil rights protests

تظاهرات حقوق مدنی

جملات نمونه

there were large protests in the city last night.

دیشب اعتراضات بزرگی در شهر وجود داشت.

many people joined the protests for climate change.

بسیاری از مردم برای تغییرات آب و هوایی به اعتراضات پیوستند.

the protests were organized by local activists.

اعتراضات توسط فعالان محلی سازماندهی شده بود.

protests erupted after the controversial decision.

پس از تصمیم بحث برانگیز، اعتراضات آغاز شد.

she spoke at the protests to raise awareness.

او در اعتراضات صحبت کرد تا آگاهی را افزایش دهد.

protests can lead to significant social change.

اعتراضات می تواند منجر به تغییرات اجتماعی قابل توجهی شود.

the government responded to the protests with dialogue.

دولت به اعتراضات با گفتگو پاسخ داد.

protests are a way for citizens to express their opinions.

اعتراضات راهی برای بیان نظرات شهروندان است.

many protests have been peaceful, despite tensions.

بسیاری از اعتراضات با وجود تنش ها آرام بوده اند.

the media covered the protests extensively.

رسانه ها به طور گسترده ای اعتراضات را پوشش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید