waqf

[ایالات متحده]/wɑkf/
[بریتانیا]/wɑkf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وقف اسلامی یا مالیت خیریه، معمولاً شامل املاک یا دارایی‌هایی است که به طور دائم برای اهداف دینی یا خیریه تحت قوانین اسلامی اختصاص یافته‌اند، مانند مساجد، مدارس یا تسهیلات جامعه‌ای.
شکل‌های واژه
جمعwaqfs

عبارات و ترکیب‌ها

waqf board

هیئت وقف

waqf land

زمین وقف

waqf property

ملک وقف

waqf institution

سازمان وقف

waqf system

سیستم وقف

establishing waqf

ایجاد وقف

waqf revenues

درآمدهای وقف

waqf administration

مدیریت وقف

islamic waqf

وقف اسلامی

managing waqf

مدیریت وقف

جملات نمونه

the waqf endowment has supported educational institutions for centuries.

وکف این مالیاتی برای دهه ها مؤسسات آموزشی را حمایت کرده است.

many historic mosques were built on waqf land designated for religious use.

بسیاری از مساجد تاریخی روی زمین های وکفی ساخته شدند که برای استفاده دینی تعیین شده اند.

the waqf system in the ottoman empire provided social services to citizens.

سیستم وکف در امپراتوری عثمانی خدمات اجتماعی را به شهروندان ارائه می داد.

scholars are studying how waqf administration can address modern charitable needs.

دانشمندان در مورد اینکه چگونه مدیریت وکف می تواند نیازهای خیریه مدرن را برطرف کند، مطالعاتی انجام می دهند.

the waqf property generates consistent income for community development projects.

مالکیت وکف درآمدی پایدار برای پروژه های توسعه جامعه تولید می کند.

a new waqf board was established to manage the expanding endowment portfolio.

یک هیئت جدید وکف برای مدیریت پرتفولیو اندومنت گسترده تاسیس شد.

traditional waqf assets include urban real estate and agricultural land parcels.

دارایی های وکف سنتی شامل املاک شهری و قطعات زمین کشاورزی می باشد.

the waqf act was amended to allow more flexible investment strategies.

قانون وکف بازنگاری شد تا استراتژی های سرمایه گذاری انعطاف پذیرتری امکان پذیر شود.

modern waqf management combines traditional principles with contemporary financial practices.

مدیریت مدرن وکف اصول سنتی را با روش های مالی معاصر ترکیب می کند.

waqf revenues fund scholarships for students from disadvantaged backgrounds.

درآمدهای وکف به تامین بورسیه ها برای دانشجویانی از پس زمینه های ناکام کمک می کند.

the islamic scholar clarified the legal requirements for establishing a valid waqf.

دانشمند اسلامی الزامات قانونی برای ایجاد یک وکف معتبر را روشن کرد.

waqf institutions continue to play a vital role in providing social welfare services.

مؤسسات وکف هنوز در فراهم کردن خدمات کمک به اجتماع نقش حیاتی ایفا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید