warders

[ایالات متحده]/ˈwɔːdəz/
[بریتانیا]/ˈwɔrdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع واژه warder; زندانبانان; افسران زندان; چوب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

prison warders

نگهبانان زندان

warders' duties

وظایف نگهبانان

female warders

نگهبانان زن

warders' roles

نقش نگهبانان

senior warders

نگهبانان ارشد

warders' training

آموزش نگهبانان

warders' uniforms

نظامی نگهبانان

warders' conduct

رفتار نگهبانان

warders' supervision

نظارت نگهبانان

warders' responsibilities

مسئولیت‌های نگهبانان

جملات نمونه

the warders ensured the prison was secure.

نگهبانان اطمینان حاصل کردند که زندان امن است.

the warders monitored the inmates closely.

نگهبانان به دقت زندانیان را زیر نظر داشتند.

warders are responsible for maintaining order.

نگهبانان مسئول حفظ نظم هستند.

the warders conducted regular inspections.

نگهبانان بازرسی های منظم انجام می دادند.

warders often deal with difficult situations.

نگهبانان اغلب با موقعیت های دشوار سر و کار دارند.

the warders provided assistance during the escape attempt.

نگهبانان در تلاش برای فرار کمک کردند.

warders must follow strict protocols.

نگهبانان باید از پروتکل های سخت پیروی کنند.

training for warders is essential for safety.

آموزش برای نگهبانان برای ایمنی ضروری است.

warders play a crucial role in rehabilitation.

نگهبانان نقش مهمی در توانبخشی ایفا می کنند.

effective communication is vital for warders.

ارتباط موثر برای نگهبانان حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید