wargame strategy
استراتژی بازی جنگی
wargame scenario
سناریوی بازی جنگی
wargame rules
قوانین بازی جنگی
wargame tactics
تاکتیکهای بازی جنگی
wargame simulation
شبیهسازی بازی جنگی
wargame unit
واحد بازی جنگی
wargame mission
ماموریت بازی جنگی
wargame environment
محیط بازی جنگی
wargame players
بازیکنان بازی جنگی
wargame board
صفحه بازی جنگی
we organized a wargame to test our strategies.
ما یک بازی جنگی برای آزمایش استراتژیهای خود سازماندهی کردیم.
the wargame simulation was incredibly realistic.
شبیهسازی بازی جنگی بهطور باورانکی واقعی بود.
he is an expert in wargame tactics.
او یک متخصص در تاکتیکهای بازی جنگی است.
they played a wargame to enhance their teamwork.
آنها برای بهبود کار گروهی خود یک بازی جنگی انجام دادند.
wargame enthusiasts often gather at conventions.
علاقهمندان به بازی جنگی اغلب در نمایشگاهها گرد هم میآیند.
she designed a new wargame scenario.
او یک سناریوی جدید بازی جنگی طراحی کرد.
participating in a wargame can improve decision-making skills.
شرکت در یک بازی جنگی میتواند مهارتهای تصمیمگیری را بهبود بخشد.
they discussed the rules of the wargame before starting.
آنها قبل از شروع قوانین بازی جنگی را مورد بحث قرار دادند.
the wargame involved complex strategies and tactics.
بازی جنگی شامل استراتژیها و تاکتیکهای پیچیدهای بود.
after the wargame, they analyzed their performance.
پس از بازی جنگی، آنها عملکرد خود را تجزیه و تحلیل کردند.
wargame strategy
استراتژی بازی جنگی
wargame scenario
سناریوی بازی جنگی
wargame rules
قوانین بازی جنگی
wargame tactics
تاکتیکهای بازی جنگی
wargame simulation
شبیهسازی بازی جنگی
wargame unit
واحد بازی جنگی
wargame mission
ماموریت بازی جنگی
wargame environment
محیط بازی جنگی
wargame players
بازیکنان بازی جنگی
wargame board
صفحه بازی جنگی
we organized a wargame to test our strategies.
ما یک بازی جنگی برای آزمایش استراتژیهای خود سازماندهی کردیم.
the wargame simulation was incredibly realistic.
شبیهسازی بازی جنگی بهطور باورانکی واقعی بود.
he is an expert in wargame tactics.
او یک متخصص در تاکتیکهای بازی جنگی است.
they played a wargame to enhance their teamwork.
آنها برای بهبود کار گروهی خود یک بازی جنگی انجام دادند.
wargame enthusiasts often gather at conventions.
علاقهمندان به بازی جنگی اغلب در نمایشگاهها گرد هم میآیند.
she designed a new wargame scenario.
او یک سناریوی جدید بازی جنگی طراحی کرد.
participating in a wargame can improve decision-making skills.
شرکت در یک بازی جنگی میتواند مهارتهای تصمیمگیری را بهبود بخشد.
they discussed the rules of the wargame before starting.
آنها قبل از شروع قوانین بازی جنگی را مورد بحث قرار دادند.
the wargame involved complex strategies and tactics.
بازی جنگی شامل استراتژیها و تاکتیکهای پیچیدهای بود.
after the wargame, they analyzed their performance.
پس از بازی جنگی، آنها عملکرد خود را تجزیه و تحلیل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید