warrantee

[ایالات متحده]/wɔːrənˈtiː/
[بریتانیا]/wɔːrənˈtiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا نهادی که تضمین یا گارانتی ارائه می‌دهد؛ طرفی در توافق‌نامه گارانتی که تحت حفاظت قرار دارد

عبارات و ترکیب‌ها

warrantee registration

ثبت گارانتی

warrantee coverage

پوشش گارانتی

warrantee period

مدت گارانتی

warrantee claim

ادعای گارانتی

warrantee transfer

انتقال گارانتی

warrantee service

خدمات گارانتی

warrantee terms

شرایط گارانتی

warrantee document

سند گارانتی

warrantee validation

تایید گارانتی

warrantee benefits

مزایای گارانتی

جملات نمونه

the warrantee covers defects in materials and workmanship.

این گارانتی شامل نقص در مواد و ساخت و کار نمی شود.

make sure to register your product to activate the warrantee.

مطمئن شوید محصول خود را ثبت کرده اید تا گارانتی فعال شود.

the warrantee is valid for two years from the date of purchase.

این گارانتی برای دو سال از تاریخ خرید معتبر است.

please keep your receipt as proof of the warrantee.

لطفاً رسید خود را به عنوان مدرک گارانتی نگه دارید.

not all damages are covered under the warrantee.

همه خسارات تحت گارانتی پوشش داده نمی شوند.

the company offers an extended warrantee for an additional fee.

شرکت یک گارانتی توسعه یافته را با هزینه اضافی ارائه می دهد.

read the terms of the warrantee carefully before making a claim.

قبل از ثبت درخواست، شرایط گارانتی را به دقت مطالعه کنید.

he was surprised to find that his warrantee had expired.

او از اینکه متوجه شد گارانتی او منقضی شده است، متعجب شد.

always check if the warrantee is transferable when selling products.

همیشه بررسی کنید که آیا گارانتی قابل انتقال است یا خیر هنگام فروش محصولات.

the warrantee does not cover accidental damage or misuse.

گارانتی خسارت تصادفی یا سوء استفاده را پوشش نمی دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید