warranter

[ایالات متحده]/wɔːrəntə/
[بریتانیا]/wɔːrənter/

ترجمه

n. شخص یا نهاد که تضمین یا اطمینان می‌دهد؛ در قانون، شخصی که چیزی را ضمانت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

warranter liability

مسئولیت تضمین کننده

warranter agreement

توافقنامه تضمین کننده

warranter rights

حقوق تضمین کننده

warranter duties

وظایف تضمین کننده

warranter disclosure

افشای تضمین کننده

warranter claims

ادعاهای تضمین کننده

warranter obligations

الزامات تضمین کننده

warranter statement

اظهارات تضمین کننده

warranter notice

اطلاع رسانی تضمین کننده

warranter consent

رضایت تضمین کننده

جملات نمونه

the warranter must ensure the information is accurate.

ضمانت‌دهنده باید اطمینان حاصل کند که اطلاعات دقیق است.

in this contract, the warranter guarantees the product's quality.

در این قرارداد، ضمانت‌دهنده کیفیت محصول را تضمین می‌کند.

the warranter is liable for any damages caused.

ضمانت‌دهنده مسئول هرگونه خسارت وارده است.

he acted as the warranter in the real estate deal.

او به عنوان ضمانت‌دهنده در معامله املاک و مستغلات عمل کرد.

the warranter provided a written agreement for the loan.

ضمانت‌دهنده یک قرارداد کتبی برای وام ارائه کرد.

it is essential for the warranter to disclose any risks.

برای ضمانت‌دهنده افشای هرگونه خطر ضروری است.

as a warranter, you must verify all claims made.

به عنوان ضمانت‌دهنده، شما باید تمام ادعاهای مطرح شده را تأیید کنید.

the role of the warranter is crucial in this transaction.

نقش ضمانت‌دهنده در این معامله بسیار مهم است.

they required a warranter to secure the agreement.

آنها برای تأمین قرارداد به یک ضمانت‌دهنده نیاز داشتند.

the warranter's signature is needed for validation.

برای تأیید به امضای ضمانت‌دهنده نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید