cosigner

[ایالات متحده]/ˈkəʊˌsaɪnə/
[بریتانیا]/ˈkoʊˌsaɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور مشترک با دیگری سندی را امضا می‌کند؛ شخصی که با امضای خود وام یا تعهدی را تضمین می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

loan cosigner

هم امضاء کننده وام

cosigner agreement

توافقنامه هم امضاء کننده

cosigner required

هم امضاء کننده مورد نیاز

cosigner benefits

مزایای هم امضاء کننده

cosigner responsibilities

مسئولیت‌های هم امضاء کننده

find a cosigner

پیدا کردن هم امضاء کننده

cosigner release

آزادی هم امضاء کننده

cosigner risks

خطرات هم امضاء کننده

student loan cosigner

هم امضاء کننده وام دانشجویی

cosigner information

اطلاعات هم امضاء کننده

جملات نمونه

she needed a cosigner to secure her loan.

او برای تضمین وام خود به یک ضامن نیاز داشت.

having a cosigner can improve your chances of approval.

داشتن یک ضامن می تواند شانس شما را برای تایید افزایش دهد.

my parents agreed to be my cosigners for the apartment lease.

والدین من موافقت کردند که برای اجاره آپارتمان ضامن من باشند.

without a cosigner, the bank might deny your application.

بدون ضامن، ممکن است بانک درخواست شما را رد کند.

she was grateful to her friend for acting as her cosigner.

او از دوستش برای اینکه به عنوان ضامن او عمل کرد، سپاسگزار بود.

it's important to choose a reliable cosigner.

انتخاب یک ضامن قابل اعتماد مهم است.

the lender required a cosigner due to my low credit score.

به دلیل نمره اعتباری پایین من، وام دهنده خواستار ضامن بود.

finding a cosigner can be challenging for some borrowers.

پیدا کردن ضامن می تواند برای برخی از وام گیرندگان چالش برانگیز باشد.

they explained the responsibilities of being a cosigner.

آنها مسئولیت های ضامن بودن را توضیح دادند.

she felt relieved when her uncle agreed to be her cosigner.

وقتی عموی او موافقت کرد که ضامن او باشد، او احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید