washermen

[ایالات متحده]/[ˈwɒʃərm(ə)n]/
[بریتانیا]/[ˈwɑːʃərm(ə)n]/

ترجمه

n. مردی که لباس را می‌شست؛ فردی که به شستن لباس مشغول است، به ویژه در یک لباسشویی؛ جمع واشerman.

عبارات و ترکیب‌ها

washermen's shop

دکه‌ی پاک‌کنندگان

hiring washermen

استخدام پاک‌کنندگان

washermen working

پاک‌کنندگان در حال کار

washermen traditionally

پاک‌کنندگان به‌طور 전통ی

washermen's duties

وظایف پاک‌کنندگان

washermen cleaning

پاک‌کنندگان در حال پاک‌کردن

washermen's guild

گuild پاک‌کنندگان

washermen gathered

پاک‌کنندگان جمع شده‌اند

washermen's tools

ابزارهای پاک‌کنندگان

washermen often

پاک‌کنندگان اغلب

جملات نمونه

the washermen diligently scrubbed the linens, preparing them for the royal household.

پاک‌کنندگان لباس به دقت لباس‌های پارچه‌ای را پاک می‌کردند تا آماده‌سازی آن‌ها برای خانواده‌ی ملکی انجام شود.

historically, washermen faced difficult and often undervalued work.

تاریخی‌اً، پاک‌کنندگان لباس با کارهای دشوار و اغلب ارزش‌شان زیر سوال رفته بود.

the washermen used a variety of soaps and techniques to remove stubborn stains.

پاک‌کنندگان لباس از انواع صابون‌ها و روش‌های مختلف برای حذف لک‌های دشوار استفاده می‌کردند.

many washermen worked long hours by the river, battling the elements.

بسیاری از پاک‌کنندگان لباس در کنار رودخانه ساعات طولانی کار می‌کردند و با عناصر طبیعی مبارزه می‌کردند.

the washermen's skills were essential for maintaining hygiene in medieval times.

مهارت‌های پاک‌کنندگان لباس در حفظ بهداشت در زمان‌های میانه‌ای ضروری بود.

a group of washermen gathered to discuss better working conditions and fair wages.

گروهی از پاک‌کنندگان لباس جمع شدند تا در مورد بهبود شرایط کاری و حقوق عادلانه بحث کنند.

the washermen carefully sorted the clothes by color and fabric type.

پاک‌کنندگان لباس با دقت لباس‌ها را بر اساس رنگ و نوع پارچه دسته‌بندی می‌کردند.

the aging washermen reminisced about the changes they had witnessed in the industry.

پاک‌کنندگان لباس بازنشسته درباره‌ی تغییراتی که در صنعت دیده بودند یادآوری می‌کردند.

the washermen’s tools included tubs, washboards, and wooden paddles.

ابزارهای پاک‌کنندگان لباس شامل بشکه‌ها، تخته‌های پاک کردن و چوب‌های پaddle بود.

the young apprentice watched the experienced washermen closely, eager to learn.

شاگرد جوان با دقت پاک‌کنندگان لباس تجربه‌دار را مشاهده می‌کرد و علاقه‌مند به یادگیری بود.

the washermen often sang songs to pass the time while working.

پاک‌کنندگان لباس اغلب آهنگ می‌خواندند تا در حال کار زمان را بگذرانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید