washwoman service
خدمات زن شستشو
washwoman duties
وظایف زن شستشو
washwoman job
شغل زن شستشو
washwoman skills
مهارتهای زن شستشو
washwoman role
نقش زن شستشو
washwoman wages
دستمزد زن شستشو
washwoman uniform
لباس زن شستشو
washwoman tasks
وظایف زن شستشو
washwoman reputation
شهرت زن شستشو
washwoman experience
تجربه زن شستشو
the washwoman arrived early in the morning.
زن شستشو در اوایل صبح رسید.
she hired a washwoman to help with the laundry.
او برای کمک به شستن لباسها یک زن شستشو استخدام کرد.
the washwoman took great care of the delicate fabrics.
زن شستشو از پارچههای ظریف مراقبت کرد.
every week, the washwoman would come to collect the clothes.
هر هفته، زن شستشو برای جمعآوری لباسها میآمد.
the washwoman was known for her excellent service.
زن شستشو به خاطر خدمات عالیاش شناخته میشد.
after a long day, the washwoman finally finished her work.
بعد از یک روز طولانی، زن شستشو بالاخره کارش را تمام کرد.
the washwoman used eco-friendly detergents for washing.
زن شستشو از مواد شوینده سازگار با محیط زیست برای شستن استفاده کرد.
many families relied on the local washwoman for laundry.
خانوادههای زیادی برای شستن لباسها به زن شستشوی محلی تکیه داشتند.
the washwoman's hands were rough from years of work.
دستهای زن شستشو به دلیل سالها کار زبر بودند.
she learned the trade from her mother, who was a washwoman.
او این حرفه را از مادرش آموخت که یک زن شستشو بود.
washwoman service
خدمات زن شستشو
washwoman duties
وظایف زن شستشو
washwoman job
شغل زن شستشو
washwoman skills
مهارتهای زن شستشو
washwoman role
نقش زن شستشو
washwoman wages
دستمزد زن شستشو
washwoman uniform
لباس زن شستشو
washwoman tasks
وظایف زن شستشو
washwoman reputation
شهرت زن شستشو
washwoman experience
تجربه زن شستشو
the washwoman arrived early in the morning.
زن شستشو در اوایل صبح رسید.
she hired a washwoman to help with the laundry.
او برای کمک به شستن لباسها یک زن شستشو استخدام کرد.
the washwoman took great care of the delicate fabrics.
زن شستشو از پارچههای ظریف مراقبت کرد.
every week, the washwoman would come to collect the clothes.
هر هفته، زن شستشو برای جمعآوری لباسها میآمد.
the washwoman was known for her excellent service.
زن شستشو به خاطر خدمات عالیاش شناخته میشد.
after a long day, the washwoman finally finished her work.
بعد از یک روز طولانی، زن شستشو بالاخره کارش را تمام کرد.
the washwoman used eco-friendly detergents for washing.
زن شستشو از مواد شوینده سازگار با محیط زیست برای شستن استفاده کرد.
many families relied on the local washwoman for laundry.
خانوادههای زیادی برای شستن لباسها به زن شستشوی محلی تکیه داشتند.
the washwoman's hands were rough from years of work.
دستهای زن شستشو به دلیل سالها کار زبر بودند.
she learned the trade from her mother, who was a washwoman.
او این حرفه را از مادرش آموخت که یک زن شستشو بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید