washwomen

[ایالات متحده]/ˈwɒʃˌwʊmən/
[بریتانیا]/ˈwɑːʃˌwʊmən/

ترجمه

n. زنی که برای زندگی لباس می‌شوید

عبارات و ترکیب‌ها

washwoman service

خدمات زن شستشو

washwoman duties

وظایف زن شستشو

washwoman job

شغل زن شستشو

washwoman skills

مهارت‌های زن شستشو

washwoman role

نقش زن شستشو

washwoman wages

دستمزد زن شستشو

washwoman uniform

لباس زن شستشو

washwoman tasks

وظایف زن شستشو

washwoman reputation

شهرت زن شستشو

washwoman experience

تجربه زن شستشو

جملات نمونه

the washwoman arrived early in the morning.

زن شستشو در اوایل صبح رسید.

she hired a washwoman to help with the laundry.

او برای کمک به شستن لباس‌ها یک زن شستشو استخدام کرد.

the washwoman took great care of the delicate fabrics.

زن شستشو از پارچه‌های ظریف مراقبت کرد.

every week, the washwoman would come to collect the clothes.

هر هفته، زن شستشو برای جمع‌آوری لباس‌ها می‌آمد.

the washwoman was known for her excellent service.

زن شستشو به خاطر خدمات عالی‌اش شناخته می‌شد.

after a long day, the washwoman finally finished her work.

بعد از یک روز طولانی، زن شستشو بالاخره کارش را تمام کرد.

the washwoman used eco-friendly detergents for washing.

زن شستشو از مواد شوینده سازگار با محیط زیست برای شستن استفاده کرد.

many families relied on the local washwoman for laundry.

خانواده‌های زیادی برای شستن لباس‌ها به زن شستشوی محلی تکیه داشتند.

the washwoman's hands were rough from years of work.

دست‌های زن شستشو به دلیل سال‌ها کار زبر بودند.

she learned the trade from her mother, who was a washwoman.

او این حرفه را از مادرش آموخت که یک زن شستشو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید