washy

[ایالات متحده]/ˈwɒʃi/
[بریتانیا]/ˈwɑːʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی مقدار زیادی آب; ضعیف یا رقیق; کمرنگ یا بی‌مزه; فاقد قدرت; نازک یا رقیق در قوام
Word Forms
صفت تفضیلیwashier

عبارات و ترکیب‌ها

washy water

آب رقیق

washy soup

سوپ رقیق

washy paint

رنگ شسته شده

washy flavor

طعم ملایم

washy drink

نوشیدنی رقیق

washy consistency

غلظت رقیق

washy texture

بافت رقیق

washy mixture

مخلوط رقیق

washy smoothie

اسموتی رقیق

washy salad

سالاد رقیق

جملات نمونه

the soup was too washy for my taste.

سوپ برای من خیلی رقیق بود.

his argument was a bit washy and lacked conviction.

استدلال او کمی رقیق و فاقد اطمینان بود.

she prefers a washy style of painting.

او ترجیح می دهد یک سبک نقاشی رقیق داشته باشد.

the washy colors in the design make it look soft.

رنگ های رقیق در طرح باعث می شود که نرم به نظر برسد.

his washy explanation left everyone confused.

توضیح رقیق او باعث سردرگمی همه شد.

she likes to use washy watercolors for her art.

او دوست دارد از آبرنگ رقیق برای هنر خود استفاده کند.

the washy texture of the fabric is very appealing.

بافت رقیق پارچه بسیار جذاب است.

his washy response made me doubt his sincerity.

پاسخ رقیق او باعث شد که در مورد صداقتش شک کنم.

the washy light in the room created a calming atmosphere.

نور رقیق در اتاق فضایی آرام ایجاد کرد.

she described the painting as having a washy effect.

او نقاشی را با حالتی رقیق توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید