waspy

[ایالات متحده]/ˈwɒspi/
[بریتانیا]/ˈwɑːspi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه زنبور

عبارات و ترکیب‌ها

waspy attitude

حرف و عمل متظاهرانه

waspy behavior

رفتار متظاهرانه

waspy style

سبک متظاهرانه

waspy comments

نظرات متظاهرانه

waspy humor

طنز متظاهرانه

waspy remarks

اظهارات متظاهرانه

waspy culture

فرهنگ متظاهرانه

waspy personality

شخصیت متظاهرانه

waspy friends

دوستان متظاهرانه

waspy jokes

جک‌های متظاهرانه

جملات نمونه

the waspy attitude of the group made newcomers feel unwelcome.

نگاه متعصبانه و نخبه‌گرای گروه باعث می‌شد تازه‌واردها احساس ناخوشایندی کنند.

her waspy remarks often left others feeling insulted.

اظهارات نخبه‌گرایانه او اغلب باعث می‌شد دیگران احساس تحقیر کنند.

he had a waspy demeanor that intimidated his peers.

او رفتاری نخبه‌گرایانه داشت که همکارانش را می‌ترساند.

the waspy behavior at the party created a tense atmosphere.

رفتار نخبه‌گرایانه در مهمانی فضایی تنش‌زا ایجاد کرد.

she was known for her waspy sense of humor.

او به خاطر حس شوخ‌طبعی نخبه‌گرایانه‌اش شناخته می‌شد.

the waspy comments during the meeting were unnecessary.

نظرات نخبه‌گرایانه در طول جلسه غیرضروری بودند.

his waspy personality often led to misunderstandings.

شخصیت نخبه‌گرایانه او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

they had a waspy discussion that turned into an argument.

آنها بحثی نخبه‌گرایانه داشتند که به بحث تبدیل شد.

the waspy tone of her voice caught everyone's attention.

لحن نخبه‌گرایانه صدای او توجه همه را جلب کرد.

his waspy critiques often overshadowed the positive feedback.

نقد و بررسی‌های نخبه‌گرایانه او اغلب بازخورد مثبت را تحت‌الشعاع قرار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید