wassailing

[ایالات متحده]/wəˈseɪlɪŋ/
[بریتانیا]/wəˈseɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نوشیدن به سلامتی کسی یا شرکت در جشن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

wassailing night

شب نو

wassailing song

سرود نو

wassailing party

جشن نو

wassailing tradition

آدتی نو

wassailing bowl

لیوان نو

wassailing season

فصل نو

wassailing cheer

تشویق نو

wassailing festival

جشنواره نو

wassailing custom

رسوم نو

wassailing gathering

همایش نو

جملات نمونه

we went wassailing through the streets, singing festive songs.

ما در خیابان‌ها به جشن‌سرایی رفتیم و آهنگ‌های جشن خواندیم.

the tradition of wassailing is a joyful way to celebrate the new year.

رسوم جشن‌سرایی یک راه شاد برای جشن گرفتن سال نو است.

during the winter, communities gather for wassailing to spread cheer.

در طول زمستان، جوامع برای جشن‌سرایی گرد هم می‌آیند تا شادی را گسترش دهند.

wassailing often involves toasting to the health of the apple trees.

جشن‌سرایی اغلب شامل سر دادن برای سلامتی درختان سیب است.

children love to join in the wassailing festivities every year.

کودکان عاشق پیوستن به جشن‌های جشن‌سرایی هر سال هستند.

they brought mugs of cider while wassailing in the orchard.

آنها در حالی که در باغ جشن‌سرایی می‌کردند، لیوان‌هایی آب سیب با خود بردند.

wassailing is a great way to connect with local traditions.

جشن‌سرایی راهی عالی برای ارتباط با سنت‌های محلی است.

as we went wassailing, we felt the spirit of the season.

همانطور که جشن‌سرایی می‌کردیم، حال و هوای فصل را احساس کردیم.

the group decided to go wassailing after the holiday dinner.

گروه تصمیم گرفت بعد از شام تعطیلات جشن‌سرایی کنند.

wassailing brings people together in a celebration of community.

جشن‌سرایی مردم را در جشن وحدت کنار هم می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید