watching

[ایالات متحده]/'wɑtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشاهده؛ نگهبانی؛ توجه؛ نظارت.

عبارات و ترکیب‌ها

watching a movie

تماشای فیلم

watching TV

تماشای تلویزیون

enjoy watching sports

لذت بردن از تماشای ورزش

people watching

تماشاگران

جملات نمونه

watching for trail markers.

به دنبال نشانه‌های مسیر می‌گشتیم.

there was an angel watching over me.

یک فرشته مراقب من بود.

watching them from a distance .

تماشای آن‌ها از راه دور.

I enjoy watching good films.

من از تماشای فیلم‌های خوب لذت می‌برم.

people-watching is great fun.

تماشای مردم بسیار سرگرم‌کننده است.

watching the tube in a country bar.

تماشای تلویزیون در یک بار روستایی.

watching TV is a fairly unsociable activity.

تماشای تلویزیون یک فعالیت نسبتاً غیراجتماعی است.

watching out for number one.

مراقب خود بودن.

He was watching a performance from the balcony.

او یک اجرا را از بالکن تماشا می‌کرد.

I was watching the racing on television last night.

دیشب مسابقه را در تلویزیون تماشا می‌کردم.

we sat around the box watching the match.

ما دور جعبه نشستیم و مسابقه را تماشا کردیم.

we had been watching a bunch of horrible TV.

ما داشتیم یک دسته از تلویزیون های وحشتناک تماشا می کردیم.

she carries on watching the telly.

او به تماشای تلویزیون ادامه می‌دهد.

he had the strong impression that someone was watching him.

او این تصور قوی داشت که کسی دارد او را تماشا می‌کند.

there are one or two signs worth watching for.

یک یا دو نشانه وجود دارد که ارزش تماشا کردن را دارند.

he was watching the taxis streaming past .

او تماشاگر تاکسی‌هایی بود که از کنار خیابان عبور می‌کردند.

Dan was sitting on the settee watching television.

دان روی صندلی نشسته بود و تلویزیون تماشا می‌کرد.

He sat there watching, but said nothing.

او آنجا نشست و تماشا کرد، اما چیزی نگفت.

We got a bang out of watching the old movies.

ما از تماشای فیلم‌های قدیمی خیلی خوشحال شدیم.

نمونه‌های واقعی

Are you even watching this commercial, Michelle?

آیا اصلاً میکله، شما دارید این تبلیغ را تماشا می‌کنید؟

منبع: Idol speaks English fluently.

Oh, yeah, you've been watching a lot.

اوه، بله، شما زیاد تماشا کرده اید.

منبع: Listening Digest

The Foreign Ministry also is watching CNN.

وزارت امور خارجه نیز در حال تماشای سی ان ان است.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

I felt like she was watching me.

من احساس کردم که او داشت من را تماشا می‌کرد.

منبع: American Horror Story: Season 2

Fergal Keane has been watching the fighting.

فرگال کین در حال تماشای درگیری ها بوده است.

منبع: BBC Listening September 2014 Compilation

Ben! Ben! Are you watching the game today?

بن! بن! آیا امروز بازی را تماشا می کنید؟

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

But what about attachment when no one is watching?

اما در مورد پیوند چه می‌شود وقتی هیچ کس تماشا نمی‌کند؟

منبع: Scientific World

I don't understand. What are we watching?

من نمی‌فهمم. ما داریم چه تماشا می‌کنیم؟

منبع: Modern Family - Season 03

You're supposed to be watching the kids.

فرض بر این است که شما باید کودکان را تماشا کنید.

منبع: Modern Family - Season 07

Her ankle is what you're watching?

مچ پایش چیست که شما دارید تماشا می‌کنید؟

منبع: Friends Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید