watercolours

[ایالات متحده]/'wɔ:tə,kʌlə/
[بریتانیا]/ˈwɔtɚˌkʌlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگدانه‌های آبرنگ؛ آبرنگی.

عبارات و ترکیب‌ها

watercolour painting

نقاشی آبرنگ

watercolour paper

کاغذ آبرنگ

watercolour brush

برس آبرنگ

watercolour artist

هنرمند آبرنگ

جملات نمونه

A watercolour by Durant could sell for well over a million on present form.

یک آبرنگ اثر دورانت ممکن است با توجه به شرایط فعلی بیش از یک میلیون دلار به فروش برسد.

She enjoys painting with watercolour.

او از نقاشی با آبرنگ لذت می برد.

Watercolour paintings are known for their vibrant colors.

نقاشی های آبرنگ به خاطر رنگ های زنده خود مشهور هستند.

He is a talented watercolour artist.

او یک هنرمند آبرنگ با استعداد است.

I bought a set of watercolour paints.

من یک مجموعه رنگ آبرنگ خریدم.

The watercolour landscape was breathtakingly beautiful.

منظره آبرنگ به طرز چشمگیری زیبا بود.

She uses watercolour to create delicate floral patterns.

او از آبرنگ برای ایجاد طرح های گل ظریف استفاده می کند.

The watercolour class meets every Saturday afternoon.

کلاس آبرنگ هر شنبه بعد از ظهر برگزار می شود.

I prefer watercolour over oil paint for my art projects.

من ترجیح می دهم آبرنگ را به جای رنگ روغن برای پروژه های هنری خود استفاده کنم.

The watercolour technique requires a light touch.

تکنیک آبرنگ نیاز به یک لمس سبک دارد.

Her watercolour illustrations bring stories to life.

تصاویر آبرنگ او داستان ها را زنده می کند.

نمونه‌های واقعی

You can think of it, almost like a watercolour technique, translated into the oil painting medium.

می‌توانید در مورد آن این‌گونه فکر کنید، تقریباً مانند یک تکنیک آبرنگ که به محیط نقاشی رنگ روغن تبدیل شده است.

منبع: Secrets of Masterpieces

Victorian watercolours and china. Lives with his mother.

آبرنگ‌های ویکتوریایی و چینی. با مادرش زندگی می‌کند.

منبع: Orange shirt man

I meant run a local charity or paint watercolours or something.

منظورم این بود که یک خیریه محلی راه‌اندازی کنید یا آبرنگ بکشید یا هر چیزی.

منبع: Downton Abbey Season 3

The studies to which he has devoted the past 20 years have had to become a hobby, like the watercolours he paints.

مطالعاتی که او به آنها در طول 20 سال گذشته اختصاص داده است، باید به یک سرگرمی تبدیل شوند، مانند آبرنگ‌هایی که او می‌کشد.

منبع: The Economist - Arts

The watercolours of the day blended into the charcoal sketches of the night, painting a poignant tale of the city.

آبرنگ‌های روز با طرح‌های شب به هم آمیخته و داستانی دلخراش از شهر را به تصویر می‌کشیدند.

منبع: 202323

So, in order to preserve a watercolour painting for 500 years, it tends to be displayed in the region of two years per decade.

بنابراین، برای حفظ یک نقاشی آبرنگ به مدت 500 سال، معمولاً در هر دهه به مدت دو سال به نمایش گذاشته می‌شود.

منبع: Scottish National Gallery

Shaun had left school with no qualifications, but tried his hand at a wide range of crafts – from watercolour painting to sculpture.

شاون مدرسه را بدون هیچ مدرکی ترک کرد، اما سعی کرد در انواع مختلف صنایع دستی دستی کند - از نقاشی آبرنگ تا مجسمه‌سازی.

منبع: BBC Learning English (official version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید