waterskin

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəskɪn/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərskɪn/

ترجمه

n. (کیسه چرمی برای ذخیره یا حمل آب)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waterskin bag

کیسه آب

waterskin design

طراحی پوستین

waterskin storage

ذخیره سازی پوستین

waterskin system

سیستم پوستین

waterskin material

جنس پوستین

waterskin feature

ویژگی پوستین

waterskin capacity

ظرفیت پوستین

waterskin valve

سوپاپ پوستین

waterskin hydration

هیدراتاسیون پوستین

waterskin model

مدل پوستین

جملات نمونه

he filled his waterskin before heading into the desert.

او قبل از رفتن به صحرا، ظرف آب خود را پر کرد.

the waterskin was essential for their long journey.

ظرف آب برای سفر طولانی آنها ضروری بود.

she carried a waterskin to stay hydrated during the hike.

او یک ظرف آب حمل کرد تا در طول پیاده‌روی هیدراته بماند.

the old waterskin had seen many adventures.

ظرف آب قدیمی ماجراجایی‌های زیادی را دیده بود.

he learned how to make a waterskin from animal hides.

او یاد گرفت که چگونه یک ظرف آب از چرم حیوانات درست کند.

they shared a waterskin while traveling through the mountains.

آنها در حین سفر در کوه‌ها یک ظرف آب با هم به اشتراک گذاشتند.

the waterskin leaked, and they needed to find a replacement.

ظرف آب نشت می‌کرد و آنها نیاز داشتند یک جایگزین پیدا کنند.

during the expedition, each member carried a waterskin.

در طول экспедиция، هر عضو یک ظرف آب حمل کرد.

he attached the waterskin to his backpack for easy access.

او ظرف آب را برای دسترسی آسان به کوله‌پشتی خود وصل کرد.

after the long trek, the waterskin was nearly empty.

پس از سفر طولانی، ظرف آب تقریباً خالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید