watersports

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəspɔːts/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərspɔːrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزش یا فعالیت‌های انجام شده در آب یا روی آب، مانند شنا، سوار کردن، سرф‌بردن و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

enjoy watersports

لذت بردن از ورزش‌های آبی

try watersports

سوار شدن روی ورزش‌های آبی

learn watersports

یادگیری ورزش‌های آبی

love watersports

علاقه‌مندی به ورزش‌های آبی

book watersports

رزرو ورزش‌های آبی

watersports area

منطقه ورزش‌های آبی

watersports gear

تجهیزات ورزش‌های آبی

offer watersports

ارائه ورزش‌های آبی

great watersports

ورزش‌های آبی عالی

local watersports

ورزش‌های آبی محلی

جملات نمونه

many tourists enjoy watersports during their summer vacation.

بسیاری از گردشگران در طول فراغ تابستانی خود از ورزش‌های آبی لذت می‌برند.

the resort offers a wide variety of watersports activities.

این کشورگردی انواع گسترده‌ای از فعالیت‌های ورزشی آبی ارائه می‌دهد.

she is an experienced watersports enthusiast who loves jet skiing.

او یک علاقه‌مند با تجربه به ورزش‌های آبی است که از جت سکی دوست دارد.

the beach is perfect for trying watersports like kayaking and paddleboarding.

این پляج برای تجربه ورزش‌های آبی مانند قایق‌کشی و پدلو بوردیدن کاملاً مناسب است.

strong winds can make some watersports dangerous for beginners.

بادهای قوی ممکن است برای مبتدیان برخی از ورزش‌های آبی خطرناک باشد.

the watersports center provides equipment rentals and lessons.

مرکز ورزش‌های آبی اجاره تجهیزات و درس‌های آموزشی را فراهم می‌کند.

families often bond over shared watersports experiences at the lake.

خانواده‌ها اغلب در کنار دریاچه با تجربه‌های مشترک ورزش‌های آبی با هم ارتباط می‌یابند.

the coastal town is famous for its thrilling watersports events.

این شهر ساحلی به دلیل رویدادهای ورزشی آبی جالب‌الذکرش شهرت دارد.

he invested in professional watersports gear for his hobby.

او برای سرگرمی خود در زمینه ورزش‌های آبی در تجهیزات حرفه‌ای سرمایه گذاری کرد.

the warm weather marks the start of the peak watersports season.

آب و هواي گرم شروع فصل اوج ورزش‌های آبی را نشان می‌دهد.

new safety regulations have made watersports much safer than before.

قوانین جدید ایمنی باعث شده‌اند که ورزش‌های آبی از نظر ایمنی بسیار بهتر از قبل شوند.

many beginners feel nervous about trying extreme watersports for the first time.

بسیاری از مبتدیان درباره تجربه اولیه ورزش‌های آبی شدید نگران هستند.

the crystal-clear lagoon is ideal for peaceful watersports such as snorkeling.

دریاچه با آب شیشه‌ای برای ورزش‌های آبی آرام مانند غوص سطحی کاملاً مناسب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید