waymarkers

[ایالات متحده]/ˈweɪˌmɑːkər/
[بریتانیا]/ˈweɪˌmɑrkər/

ترجمه

n. نشانه‌ای که یک راه یا مسیر را نشان می‌دهد
v. برای علامت‌گذاری یک راه یا مسیر

عبارات و ترکیب‌ها

waymarker sign

علامت راهنما

waymarker post

پایه‌ی راهنما

waymarker trail

مسیر راهنما

waymarker guide

راهنمای مسیر

waymarker location

موقعیت راهنما

waymarker map

نقشه راهنما

waymarker route

مسیر

waymarker direction

جهت

waymarker indicator

نشانگر

waymarker feature

ویژگی

جملات نمونه

the waymarker helped us find our path in the forest.

علامت راهنما به ما کمک کرد تا مسیر خود را در جنگل پیدا کنیم.

we spotted a waymarker that indicated the right trail.

ما یک علامت راهنما دیدیم که مسیر درست را نشان می‌داد.

using a waymarker can make hiking less confusing.

استفاده از یک علامت راهنما می‌تواند پیاده‌روی را کمتر گیج‌کننده کند.

the waymarker was painted bright yellow for visibility.

علامت راهنما به دلیل دید، به رنگ زرد روشن رنگ شده بود.

each waymarker along the route provided helpful information.

هر علامت راهنما در طول مسیر اطلاعات مفیدی ارائه می‌داد.

she relied on the waymarker to navigate the unfamiliar terrain.

او برای پیمایش در زمین ناآشنا به علامت راهنما تکیه کرد.

the waymarker system is essential for safe hiking.

سیستم علامت‌گذاری برای پیاده‌روی ایمن ضروری است.

we followed the waymarker to reach the summit.

ما از طریق علامت راهنما به قله رسیدیم.

without the waymarker, we would have lost our way.

بدون علامت راهنما، راه خود را گم می‌کردیم.

the waymarker indicated a shortcut to the campsite.

علامت راهنما یک مسیر میان‌بر به محل کمپ را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید