weakfish

[ایالات متحده]/ˈwiːkˌfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈwiːkˌfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی خوراکی

عبارات و ترکیب‌ها

weakfish catch

گرفتن ماهی ضعیف

weakfish season

فصل ماهی ضعیف

weakfish fishing

ماهیگیری ماهی ضعیف

weakfish species

گونه ماهی ضعیف

weakfish habitat

زیستگاه ماهی ضعیف

weakfish size

اندازه ماهی ضعیف

weakfish lure

طعمه ماهی ضعیف

weakfish recipe

دستور العمل ماهی ضعیف

weakfish market

بازار ماهی ضعیف

weakfish population

جمعیت ماهی ضعیف

جملات نمونه

weakfish are popular among anglers for their fight.

ماهی‌های ضعیف در میان ماهیگیران به دلیل مبارزه آنها محبوب هستند.

many chefs enjoy cooking with weakfish due to its delicate flavor.

بسیاری از سرآشپزها از پختن با ماهی‌های ضعیف به دلیل طعم ظریف آن لذت می‌برند.

weakfish can be found along the atlantic coast.

ماهی‌های ضعیف را می‌توان در امتداد ساحل اطلس یافت.

fishing for weakfish requires specific techniques.

ماهیگیری برای ماهی‌های ضعیف نیاز به تکنیک‌های خاص دارد.

weakfish are best caught during the spring and fall.

بهترین زمان برای صید ماهی‌های ضعیف در فصل بهار و پاییز است.

many anglers consider weakfish a prized catch.

بسیاری از ماهیگیران ماهی‌های ضعیف را به عنوان یک صید ارزشمند در نظر می‌گیرند.

weakfish can grow to impressive sizes if conditions are right.

اگر شرایط مناسب باشد، می‌توان ماهی‌های ضعیف را به اندازه‌های چشمگیری رشد داد.

using live bait is effective for catching weakfish.

استفاده از طعمه زنده برای صید ماهی‌های ضعیف موثر است.

weakfish populations are monitored to ensure sustainability.

جمعیت ماهی‌های ضعیف برای اطمینان از پایداری مورد نظارت قرار می‌گیرد.

weakfish have a unique coloration that makes them distinctive.

ماهی‌های ضعیف دارای رنگ‌آمیزی منحصربه‌فردی هستند که آنها را متمایز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید