weaponry

[ایالات متحده]/'wep(ə)nrɪ/
[بریتانیا]/'wɛpənri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلاح‌ها، تسلیحات - یک اصطلاح جمعی برای تمام انواع سلاح‌ها.

جملات نمونه

All weaponry demands frequent servicing.

تمام سلاح ها نیاز به سرویس دهی مکرر دارند.

The military has advanced weaponry at its disposal.

نظام‌الملکی دارای سلاح‌های پیشرفته‌ای در اختیار دارد.

The police confiscated illegal weaponry from the suspect.

پلیس سلاح‌های غیرقانونی را از مظنون ضبط کرد.

The country invested heavily in developing its weaponry.

کشور به طور قابل توجهی در توسعه سلاح‌های خود سرمایه‌گذاری کرد.

The terrorist organization was known for its use of unconventional weaponry.

سازمان تروریستی به استفاده از سلاح‌های غیرمتعارف معروف بود.

The treaty aimed to limit the proliferation of nuclear weaponry.

معاهده با هدف محدود کردن گسترش سلاح‌های هسته‌ای بود.

The government is modernizing its weaponry to keep up with technological advancements.

دولت در حال نوسازی سلاح‌های خود برای هماهنگی با پیشرفت‌های فناوری است.

The espionage agency specializes in acquiring and analyzing enemy weaponry.

سازمان جاسوسی در به دست آوردن و تجزیه و تحلیل سلاح‌های دشمن تخصص دارد.

The defense budget includes allocations for upgrading existing weaponry.

بودجه دفاعی شامل تخصیص‌هایی برای ارتقای سلاح‌های موجود است.

The arms race led to the rapid development of new weaponry.

رقابت تسلیحاتی منجر به توسعه سریع سلاح‌های جدید شد.

The navy's arsenal includes a variety of maritime weaponry.

سلاح‌خانه نیروی دریایی شامل انواع سلاح‌های دریایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید