wears

[ایالات متحده]/wɛəz/
[بریتانیا]/wɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر تن داشتن لباس؛ باعث فرسوده شدن شدن؛ خسته کردن؛ موافقت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wears a smile

لبخند می‌زند

wears glasses

عینک می‌زند

wears a hat

کلاه می‌زند

wears shoes

کفش می‌زند

wears makeup

آرایش می‌کند

wears jewelry

جواهرات می‌زند

wears a dress

لباس می‌زند

wears a coat

کت می‌زند

wears a uniform

لباس فرم می‌زند

wears a watch

ساعت می‌زند

جملات نمونه

she wears a beautiful dress to the party.

او یک لباس زیبا به مهمانی می‌پوشد.

he always wears a smile on his face.

او همیشه لبخند بر چهره دارد.

they wear matching outfits for the event.

آنها لباس‌های مشابه برای رویداد می‌پوشند.

she wears glasses to read better.

او عینک می‌پوشد تا بهتر بخواند.

he wears a watch to keep track of time.

او ساعت به مچ دست می‌بندد تا زمان را پیگیری کند.

she wears her hair in a bun for the interview.

او موهایش را برای مصاحبه به حالت باگ می‌بندد.

he wears a uniform at work every day.

او هر روز در محل کار لباس فرم می‌پوشد.

she wears a necklace that was a gift from her mother.

او یک گردنبند می‌پوشد که هدیه‌ای از مادرش بوده است.

they wear costumes for the halloween party.

آنها لباس‌های مبدل برای مهمانی هالووین می‌پوشند.

he wears a hat to protect himself from the sun.

او کلاه می‌پوشد تا از خود در برابر آفتاب محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید