wears a smile
لبخند میزند
wears glasses
عینک میزند
wears a hat
کلاه میزند
wears shoes
کفش میزند
wears makeup
آرایش میکند
wears jewelry
جواهرات میزند
wears a dress
لباس میزند
wears a coat
کت میزند
wears a uniform
لباس فرم میزند
wears a watch
ساعت میزند
she wears a beautiful dress to the party.
او یک لباس زیبا به مهمانی میپوشد.
he always wears a smile on his face.
او همیشه لبخند بر چهره دارد.
they wear matching outfits for the event.
آنها لباسهای مشابه برای رویداد میپوشند.
she wears glasses to read better.
او عینک میپوشد تا بهتر بخواند.
he wears a watch to keep track of time.
او ساعت به مچ دست میبندد تا زمان را پیگیری کند.
she wears her hair in a bun for the interview.
او موهایش را برای مصاحبه به حالت باگ میبندد.
he wears a uniform at work every day.
او هر روز در محل کار لباس فرم میپوشد.
she wears a necklace that was a gift from her mother.
او یک گردنبند میپوشد که هدیهای از مادرش بوده است.
they wear costumes for the halloween party.
آنها لباسهای مبدل برای مهمانی هالووین میپوشند.
he wears a hat to protect himself from the sun.
او کلاه میپوشد تا از خود در برابر آفتاب محافظت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید