webmaster

[ایالات متحده]/ˈwɛbˌmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈwɛbˌmæstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص مسئول برای نگهداری یک وب سایت؛ مدیر یک وب سایت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

webmaster tools

ابزارهای وبمستر

webmaster guidelines

دستورالعمل‌های وبمستر

webmaster resources

منابع وبمستر

webmaster forum

انجمن وبمستر

webmaster services

خدمات وبمستر

webmaster community

جامعه وبمستر

webmaster support

پشتیبانی وبمستر

webmaster blog

بلاگ وبمستر

webmaster checklist

لیست بررسی وبمستر

webmaster certification

گواهینامه وبمستر

جملات نمونه

the webmaster updated the website regularly.

مدیر وب‌سایت به طور مرتب وب‌سایت را به‌روزرسانی می‌کرد.

as a webmaster, you need to ensure the site is user-friendly.

به عنوان مدیر وب‌سایت، شما باید اطمینان حاصل کنید که وب‌سایت کاربرپسند است.

the webmaster fixed several bugs on the site.

مدیر وب‌سایت چندین اشکال را در وب‌سایت رفع کرد.

many webmasters attend conferences to improve their skills.

بسیاری از مدیران وب‌سایت برای بهبود مهارت‌های خود در کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند.

the webmaster is responsible for site security.

مدیر وب‌سایت مسئول امنیت وب‌سایت است.

hiring a skilled webmaster can enhance your online presence.

استخدام یک مدیر وب‌سایت ماهر می‌تواند حضور آنلاین شما را افزایش دهد.

webmasters often collaborate with designers and developers.

مدیران وب‌سایت اغلب با طراحان و توسعه‌دهندگان همکاری می‌کنند.

the webmaster optimized the site for better performance.

مدیر وب‌سایت وب‌سایت را برای عملکرد بهتر بهینه‌سازی کرد.

every webmaster should understand seo principles.

هر مدیر وب‌سایتی باید اصول سئو را درک کند.

the webmaster created a backup of the website.

مدیر وب‌سایت از وب‌سایت پشتیبان تهیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید