weeing

[ایالات متحده]/wɪːɪŋ/
[بریتانیا]/wɪːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری "wee"، به معنای بسیار کوچک؛ ادرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

weeing outside

خارج شدن

weeing time

زمان دستشویی

weeing quickly

به سرعت دستشویی رفتن

weeing accident

تصادف دستشویی

weeing session

جلسه دستشویی

weeing moment

لحظه دستشویی

weeing habit

عادت دستشویی

weeing problem

مشکل دستشویی

weeing relief

تسکین دستشویی

weeing place

محل دستشویی

جملات نمونه

my toddler is wee-ing in the potty now.

نوزاد من اکنون در توالت بچه دستشویی می‌کند.

she was embarrassed after wee-ing her pants.

او بعد از خیس کردن شلوارش شرمنده شد.

he always asks to go wee-ing before bed.

او همیشه قبل از خوابیدن می‌پرسد که بخواد دستشویی برود.

the puppy is wee-ing on the floor again.

سگ بچه دوباره روی زمین دستشویی می‌کند.

can you take the baby for a wee-ing break?

می‌توانید بچه را برای دستشویی بردن بیرون ببرید؟

it's important to teach kids about wee-ing etiquette.

آموزش آداب دستشویی به کودکان مهم است.

he was caught wee-ing behind the bushes.

او را در حال دستشویی کردن پشت بوته‌ها گرفتند.

she felt relieved after wee-ing in the restroom.

او بعد از دستشویی کردن در سرویس بهداشتی احساس راحتی کرد.

make sure to clean up after the dog wee-ing outside.

مطمئن شوید که بعد از دستشویی کردن سگ بیرون آن را تمیز کنید.

he learned to ask for a wee-ing break during the movie.

او یاد گرفت که در حین تماشای فیلم برای دستشویی رفتن درخواست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید