weeing outside
خارج شدن
weeing time
زمان دستشویی
weeing quickly
به سرعت دستشویی رفتن
weeing accident
تصادف دستشویی
weeing session
جلسه دستشویی
weeing moment
لحظه دستشویی
weeing habit
عادت دستشویی
weeing problem
مشکل دستشویی
weeing relief
تسکین دستشویی
weeing place
محل دستشویی
my toddler is wee-ing in the potty now.
نوزاد من اکنون در توالت بچه دستشویی میکند.
she was embarrassed after wee-ing her pants.
او بعد از خیس کردن شلوارش شرمنده شد.
he always asks to go wee-ing before bed.
او همیشه قبل از خوابیدن میپرسد که بخواد دستشویی برود.
the puppy is wee-ing on the floor again.
سگ بچه دوباره روی زمین دستشویی میکند.
can you take the baby for a wee-ing break?
میتوانید بچه را برای دستشویی بردن بیرون ببرید؟
it's important to teach kids about wee-ing etiquette.
آموزش آداب دستشویی به کودکان مهم است.
he was caught wee-ing behind the bushes.
او را در حال دستشویی کردن پشت بوتهها گرفتند.
she felt relieved after wee-ing in the restroom.
او بعد از دستشویی کردن در سرویس بهداشتی احساس راحتی کرد.
make sure to clean up after the dog wee-ing outside.
مطمئن شوید که بعد از دستشویی کردن سگ بیرون آن را تمیز کنید.
he learned to ask for a wee-ing break during the movie.
او یاد گرفت که در حین تماشای فیلم برای دستشویی رفتن درخواست کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید