weekends

[ایالات متحده]/[ˈwiːk.endz]/
[بریتانیا]/[ˈwiːk.endz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزهای هفته از شنبه تا یکشنبه؛ دوره‌ای از استراحت یا تفریح پس از دوره‌ای از کار؛ (n. روزهای هفته، شنبه تا یکشنبه؛ دوره‌ای استراحت یا تفریح پس از دوره‌ای کار)

عبارات و ترکیب‌ها

weekends only

فقط آخر هفته

love weekends

عشق به آخر هفته

weekend plans

برنامه‌های آخر هفته

weekend trip

سفر آخر هفته

weekend vibe

فضای آخر هفته

spending weekends

گذراندن آخر هفته

best weekends

بهترین آخر هفته‌ها

weekend routine

برنامه روزانه آخر هفته

weekend getaway

فرار آخر هفته

enjoy weekends

لذت بردن از آخر هفته

جملات نمونه

i love spending my weekends hiking in the mountains.

من عاشق گذراندن آخر هفته‌ها در کوهستان‌ها برای پیاده‌روی هستم.

we usually have a relaxing weekend at home.

ما معمولاً آخر هفته‌ای آرام در خانه داریم.

do you have any plans for the weekends?

آیا برای آخر هفته‌ها برنامه‌ای دارید؟

my weekends are dedicated to my hobbies.

آخر هفته‌های من به سرگرمی‌هایم اختصاص دارد.

let's catch up this weekend, it's been a while.

این آخر هفته همدیگر را پیدا کنیم، مدتی است که نشده است.

the kids are excited for the weekends and the park.

بچه‌ها برای آخر هفته و پارک هیجان‌زده هستند.

i'm looking forward to a long weekend next month.

من منتظر یک آخر هفته طولانی ماه آینده هستم.

weekends are the perfect time to recharge and relax.

آخر هفته‌ها زمان مناسبی برای تجدید قوا و استراحت هستند.

we often go to the beach on weekends.

ما اغلب آخر هفته‌ها به ساحل می‌رویم.

my weekends involve cooking and trying new recipes.

آخر هفته‌های من شامل آشپزی و امتحان کردن دستور العمل‌های جدید است.

i need to finish my chores this weekend.

من باید کارهایم را این آخر هفته تمام کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید