workdays

[ایالات متحده]/wɜːkdeɪz/
[بریتانیا]/wɜrkdeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع روز کاری; روزهای هفته که معمولاً کار انجام می‌شود; روزهای هفته به جز تعطیلات; یک روز کار; مدت زمان یک دوره کاری در یک روز

عبارات و ترکیب‌ها

workdays only

فقط روزهای کاری

workdays ahead

روزهای کاری آینده

workdays schedule

برنامه روزهای کاری

workdays count

تعداد روزهای کاری

workdays policy

سیاست روزهای کاری

workdays reminder

یادآوری روزهای کاری

workdays calendar

تقویم روزهای کاری

workdays report

گزارش روزهای کاری

workdays tracking

ردیابی روزهای کاری

workdays analysis

تجزیه و تحلیل روزهای کاری

جملات نمونه

she prefers to work on workdays rather than weekends.

او ترجیح می‌دهد در روزهای کاری به جای آخر هفته‌ها کار کند.

our office hours are from 9 am to 5 pm on workdays.

ساعات کاری ما از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر در روزهای کاری است.

he usually takes a vacation during the workdays.

او معمولاً در طول روزهای کاری تعطیلات می‌گیرد.

workdays can be stressful, but weekends are relaxing.

روزهای کاری می‌توانند استرس‌زا باشند، اما آخر هفته‌ها آرامش‌بخش هستند.

many people commute to work on workdays.

بسیاری از مردم در روزهای کاری به محل کار رفت و آمد می‌کنند.

she has meetings scheduled for every workday this week.

او جلساتی برای هر روز کاری این هفته دارد.

workdays are often filled with deadlines and responsibilities.

روزهای کاری اغلب با مهلت‌ها و مسئولیت‌ها پر می‌شوند.

he prefers to exercise in the morning on workdays.

او ترجیح می‌دهد صبح‌ها در روزهای کاری ورزش کند.

we plan to finish the project by the end of workdays.

ما قصد داریم پروژه را تا پایان روزهای کاری به پایان برسانیم.

she enjoys cooking dinner during the workdays.

او از پخت شام در طول روزهای کاری لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید