| جمع | weenies |
weenie dog
سگ کوچولو
weenie roast
تشویح سوسیس
weenie wagon
واگن سوسیس
weenie kid
کودک سوسیسی
weenie costume
لباس سوسیس
weenie party
جشن سوسیس
weenie contest
مسابقه سوسیس
weenie whistle
سوت سوسیس
weenie burger
ساندویچ سوسیس
weenie size
اندازه سوسیس
don't be such a weenie and try the roller coaster.
اینقدر ترسو نباش و سوار رولرکستر شو.
he called me a weenie for not wanting to go swimming in the cold water.
او به من گفت که من ترسو هستم چون نمیخواستم در آب سرد شنا کنم.
she always acts like a weenie when it comes to trying new foods.
او همیشه مثل یک ترسو رفتار میکند وقتی صحبت از امتحان کردن غذاهای جدید میشود.
my little brother is such a weenie about watching scary movies.
برادر کوچکم در مورد تماشای فیلمهای ترسناک خیلی ترسو است.
stop being a weenie and stand up for yourself.
ترسو بودن را متوقف کن و از خودت دفاع کن.
he thinks i'm a weenie for not wanting to go camping in the rain.
او فکر میکند من ترسو هستم چون نمیخواهم در باران کمپ کنم.
don't be a weenie; join us for the hike!
ترسو نباش؛ به پیادهروی ما بپیوند!
she called him a weenie for being afraid of the dark.
او به او گفت که ترسو است چون از تاریکی میترسد.
being a weenie won't help you make new friends.
ترسو بودن به شما کمک نمیکند دوست جدیدی پیدا کنید.
he was a bit of a weenie during the haunted house tour.
او در طول تور خانه ارواطی کمی ترسو بود.
weenie dog
سگ کوچولو
weenie roast
تشویح سوسیس
weenie wagon
واگن سوسیس
weenie kid
کودک سوسیسی
weenie costume
لباس سوسیس
weenie party
جشن سوسیس
weenie contest
مسابقه سوسیس
weenie whistle
سوت سوسیس
weenie burger
ساندویچ سوسیس
weenie size
اندازه سوسیس
don't be such a weenie and try the roller coaster.
اینقدر ترسو نباش و سوار رولرکستر شو.
he called me a weenie for not wanting to go swimming in the cold water.
او به من گفت که من ترسو هستم چون نمیخواستم در آب سرد شنا کنم.
she always acts like a weenie when it comes to trying new foods.
او همیشه مثل یک ترسو رفتار میکند وقتی صحبت از امتحان کردن غذاهای جدید میشود.
my little brother is such a weenie about watching scary movies.
برادر کوچکم در مورد تماشای فیلمهای ترسناک خیلی ترسو است.
stop being a weenie and stand up for yourself.
ترسو بودن را متوقف کن و از خودت دفاع کن.
he thinks i'm a weenie for not wanting to go camping in the rain.
او فکر میکند من ترسو هستم چون نمیخواهم در باران کمپ کنم.
don't be a weenie; join us for the hike!
ترسو نباش؛ به پیادهروی ما بپیوند!
she called him a weenie for being afraid of the dark.
او به او گفت که ترسو است چون از تاریکی میترسد.
being a weenie won't help you make new friends.
ترسو بودن به شما کمک نمیکند دوست جدیدی پیدا کنید.
he was a bit of a weenie during the haunted house tour.
او در طول تور خانه ارواطی کمی ترسو بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید