weenie

[ایالات متحده]/ˈwiːni/
[بریتانیا]/ˈwiːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار کوچک یا ناچیز
Word Forms
جمعweenies

عبارات و ترکیب‌ها

weenie dog

سگ کوچولو

weenie roast

تشویح سوسیس

weenie wagon

واگن سوسیس

weenie kid

کودک سوسیسی

weenie costume

لباس سوسیس

weenie party

جشن سوسیس

weenie contest

مسابقه سوسیس

weenie whistle

سوت سوسیس

weenie burger

ساندویچ سوسیس

weenie size

اندازه سوسیس

جملات نمونه

don't be such a weenie and try the roller coaster.

اینقدر ترسو نباش و سوار رولرکستر شو.

he called me a weenie for not wanting to go swimming in the cold water.

او به من گفت که من ترسو هستم چون نمی‌خواستم در آب سرد شنا کنم.

she always acts like a weenie when it comes to trying new foods.

او همیشه مثل یک ترسو رفتار می‌کند وقتی صحبت از امتحان کردن غذاهای جدید می‌شود.

my little brother is such a weenie about watching scary movies.

برادر کوچکم در مورد تماشای فیلم‌های ترسناک خیلی ترسو است.

stop being a weenie and stand up for yourself.

ترسو بودن را متوقف کن و از خودت دفاع کن.

he thinks i'm a weenie for not wanting to go camping in the rain.

او فکر می‌کند من ترسو هستم چون نمی‌خواهم در باران کمپ کنم.

don't be a weenie; join us for the hike!

ترسو نباش؛ به پیاده‌روی ما بپیوند!

she called him a weenie for being afraid of the dark.

او به او گفت که ترسو است چون از تاریکی می‌ترسد.

being a weenie won't help you make new friends.

ترسو بودن به شما کمک نمی‌کند دوست جدیدی پیدا کنید.

he was a bit of a weenie during the haunted house tour.

او در طول تور خانه ارواطی کمی ترسو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید