happy weepies
گریههای شاد
tearful weepies
گریههای اشکبار
emotional weepies
گریههای احساسی
romantic weepies
گریههای عاشقانه
classic weepies
گریههای کلاسیک
sad weepies
گریههای غمگین
nostalgic weepies
گریههای نوستالژیک
heartfelt weepies
گریههای قلبی
bittersweet weepies
گریههای تلخ و شیرین
chick flick weepies
گریههای فیلمهای دخترانه
watching sad movies always gives me the weepies.
تماشای فیلمهای غمانگیز همیشه باعث میشود اشکهایم جاری شود.
she has a tendency to get the weepies during emotional songs.
او معمولاً در هنگام پخش آهنگهای احساسی اشک میگیرد.
after reading that touching letter, i was overcome with the weepies.
بعد از خواندن آن نامه دلنشین، غرق در اشک شدم.
he always experiences the weepies at weddings.
او همیشه در عروسیها اشک میگیرد.
whenever i see puppies, i get the weepies.
هر وقت توله سگ ببینم، اشکهایم جاری میشود.
the weepies hit me hard during the final episode of that series.
در قسمت آخر آن سریال، اشکهایم را سخت تحت تاثیر قرار داد.
she always warns me that the movie will give me the weepies.
او همیشه به من هشدار میدهد که آن فیلم باعث جاری شدن اشکهایم میشود.
listening to that story gave me the weepies.
گوش دادن به آن داستان باعث جاری شدن اشکهایم شد.
he couldn't help but get the weepies during the heartfelt speech.
او نتوانست جلوی جاری شدن اشکهایش را در هنگام سخنرانی دلنشین بگیرد.
every time i see that old photo, the weepies come back.
هر بار که آن عکس قدیمی را میبینم، اشکهایم دوباره بازمیگردند.
happy weepies
گریههای شاد
tearful weepies
گریههای اشکبار
emotional weepies
گریههای احساسی
romantic weepies
گریههای عاشقانه
classic weepies
گریههای کلاسیک
sad weepies
گریههای غمگین
nostalgic weepies
گریههای نوستالژیک
heartfelt weepies
گریههای قلبی
bittersweet weepies
گریههای تلخ و شیرین
chick flick weepies
گریههای فیلمهای دخترانه
watching sad movies always gives me the weepies.
تماشای فیلمهای غمانگیز همیشه باعث میشود اشکهایم جاری شود.
she has a tendency to get the weepies during emotional songs.
او معمولاً در هنگام پخش آهنگهای احساسی اشک میگیرد.
after reading that touching letter, i was overcome with the weepies.
بعد از خواندن آن نامه دلنشین، غرق در اشک شدم.
he always experiences the weepies at weddings.
او همیشه در عروسیها اشک میگیرد.
whenever i see puppies, i get the weepies.
هر وقت توله سگ ببینم، اشکهایم جاری میشود.
the weepies hit me hard during the final episode of that series.
در قسمت آخر آن سریال، اشکهایم را سخت تحت تاثیر قرار داد.
she always warns me that the movie will give me the weepies.
او همیشه به من هشدار میدهد که آن فیلم باعث جاری شدن اشکهایم میشود.
listening to that story gave me the weepies.
گوش دادن به آن داستان باعث جاری شدن اشکهایم شد.
he couldn't help but get the weepies during the heartfelt speech.
او نتوانست جلوی جاری شدن اشکهایش را در هنگام سخنرانی دلنشین بگیرد.
every time i see that old photo, the weepies come back.
هر بار که آن عکس قدیمی را میبینم، اشکهایم دوباره بازمیگردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید