she weeps
او گریه میکند
he weeps
او گریه میکند
the heart weeps
قلب گریه میکند
nature weeps
طبیعت گریه میکند
time weeps
زمان گریه میکند
silently weeps
به آرامی گریه میکند
the soul weeps
روح گریه میکند
love weeps
عشق گریه میکند
history weeps
تاریخ گریه میکند
the world weeps
جهان گریه میکند
the child weeps when he loses his toy.
کودک وقتی اسباببازیاش را گم میکند گریه میکند.
she weeps for the lost opportunities in her life.
او برای فرصتهای از دست رفته در زندگیاش گریه میکند.
the movie was so touching that it made everyone weep.
فیلم بسیار تاثیرگذار بود که باعث شد همه گریه کنند.
he weeps silently in his room after the breakup.
او پس از جدایی، به طور خاموش در اتاقش گریه میکند.
the poet weeps for the beauty of nature.
شاعر برای زیبایی طبیعت گریه میکند.
she weeps with joy at the surprise party.
او با خوشحالی در مهمانی غافلگیری گریه میکند.
the old man weeps as he remembers his youth.
مرد پیر هنگام یادآوری جوانیاش گریه میکند.
the song weeps with a sense of longing.
آهنگ با حس دلتنگی همراه است.
as the rain falls, she weeps for her lost love.
همانطور که باران میبارد، او برای عشق از دست رفتهاش گریه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید