wellheads

[ایالات متحده]/ˈwɛlˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈwɛlˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.منبع آب؛ چشمه؛ منبع آب

عبارات و ترکیب‌ها

wellhead pressure

فشار شیرچه

wellhead equipment

تجهیزات شیرچه

wellhead assembly

مونتاژ شیرچه

wellhead control

کنترل شیرچه

wellhead platform

پلتفرم شیرچه

wellhead connection

اتصال شیرچه

wellhead valve

شیرچه ولو

wellhead monitoring

پایش شیرچه

wellhead sealing

آب‌بندی شیرچه

wellhead integrity

یکپارچگی شیرچه

جملات نمونه

the engineer inspected the wellhead for any signs of leakage.

مهندس سرچشمه چاه را برای بررسی علائم نشتی بازرسی کرد.

they installed a new valve at the wellhead to control the flow.

آنها یک شیر جدید در سرچشمه چاه نصب کردند تا جریان را کنترل کنند.

the wellhead is crucial for maintaining oil production efficiency.

سرچشمه چاه برای حفظ کارایی تولید نفت بسیار مهم است.

regular maintenance of the wellhead can prevent costly repairs.

تعویض منظم سرچشمه چاه می تواند از تعمیرات پرهزینه جلوگیری کند.

safety measures must be taken around the wellhead area.

در اطراف منطقه سرچشمه چاه باید اقدامات ایمنی انجام شود.

the wellhead pressure was monitored throughout the operation.

فشار سرچشمه چاه در طول عملیات مورد نظارت قرار گرفت.

they discovered a fault in the wellhead during the inspection.

آنها در حین بازرسی یک نقص در سرچشمه چاه کشف کردند.

new technologies are improving wellhead monitoring systems.

فناوری های جدید در حال بهبود سیستم های نظارت بر سرچشمه چاه هستند.

the team gathered data from the wellhead for analysis.

تیم داده ها را از سرچشمه چاه برای تجزیه و تحلیل جمع آوری کرد.

understanding the wellhead's structure is essential for drilling.

درک ساختار سرچشمه چاه برای حفاری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید