drilling

[ایالات متحده]/'driliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمرین

عبارات و ترکیب‌ها

drilling equipment

تجهیزات حفاری

oil drilling

حفاری نفت

deep drilling

حفاری عمیق

drilling operation

عملیات حفاری

drilling fluid

سیال حفاری

well drilling

حفاری چاه

drilling machine

ماشین حفاری

drilling rig

دستگاه حفاری

hole drilling

حفاری سوراخ

directional drilling

سوراخکاری جهت دار

drilling cost

هزینه حفاری

drilling tool

ابزار حفاری

drilling mud

گل حفاری

drilling hole

سوراخ حفاری

drilling method

روش حفاری

offshore drilling

حفاری فراساحلی

drilling platform

سکوی حفاری

vibration drilling

حفاری ارتعاشی

core drilling

سوراخکاری هسته

rotary drilling

حفاری چرخشی

air drilling

حفاری با هوا

drilling pipe

لوله حفاری

جملات نمونه

a power tool for drilling wood.

ابزاری برقی برای سوراخکاری چوب

a sergeant was drilling new recruits.

سروانی در حال آموزش سربازان جدید بود.

drilling taunt about politics

تهدیدات سیاسی در مورد سوراخکاری

He was rudely awakened by the sound of drilling.

او به طور ناگهانی با صدای سوراخکاری از خواب بیدار شد.

an offshore mooring; offshore oil-drilling platforms.

یک لنگرگاه فراساحلی؛ سکوهای حفاری نفت فراساحلی.

Postgrad:Drilling on 3rd floor plate.

تحصیلات تکمیلی: سوراخکاری روی صفحه طبقه سوم.

The drilling troops mustered on the hill.

گروه‌های سوراخکاری در تپه جمع شدند.

This paper optimized the hyperhaline/cationic polymer drilling fluid for deepwater drilling by a lot of experiments.

این مقاله با استفاده از تعداد زیادی آزمایش، سیال حفاری پلیمر کاتیونی / هایپر سالین را برای حفاری آب عمیق بهینه کرد.

a deep-water port; deep-water drilling for oil.

یک بندر آب عمیق؛ حفاری نفت در آب‌های عمیق.

After drilling for several weeks they finally struck oil.

پس از چند هفته سوراخکاری، سرانجام نفت پیدا کردند.

The confident estimation to the headframe and bed plate of drilling rig is done by this method,the computational solution is identic...

ارزیابی دقیق از قاب سر و صفحه بستر دستگاه حفاری با استفاده از این روش انجام می شود، راه حل محاسباتی یکسان است...

But geosytheic of ductibility is large, the rough edge effect to a non-cutting and drilling operations.

اما geosytheic از ductibility بزرگ است، اثر لبه خشن برای عملیات برش و سوراخکاری.

This new model of drilling machine can bore through solid rock ten metres deep.

این مدل جدید دستگاه سوراخکاری می‌تواند در اعماق ۱۰ متری از سنگ سخت عبور کند.

In this paper, the characteristic and functional mechanism of the surfactant was studied, and property of alkyl indicant drilling fluid was evaluated also.

در این مقاله، مشخصات و مکانیسم عملکرد سورفکتانت مورد مطالعه قرار گرفت و خواص سیال حفاری آلکیل ایندیکانت نیز ارزیابی شد.

The practice of subterrene drilling indicates that this method not only adapts to geothermal well, but also is a new pipeless reinforcement method to be applied widely.

روش سوراخکاری زیرزمینی نشان می‌دهد که این روش نه تنها با چاه زمین گرمایی سازگار است، بلکه یک روش تقویت لوله جدید نیز است که به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

So the distribution and the content of conglomerate were different, and its geological phenomenon in the data of drilling, outcrop, logging and seismal section in different area.

بنابراین توزیع و محتوای گنگلومرات متفاوت بود و پدیده زمین‌شناسی آن در داده‌های حفاری، برون‌زد، ثبت و بخش لرزه‌ای در مناطق مختلف متفاوت است.

A pointed and threaded tool for drilling and boring that is secured in a brace, bitstock, or drill press.

ابزاری نوک تیز و رزوه دار برای سوراخکاری و ایجاد سوراخ که در نگهدارنده، بلبرینگ یا دستگاه سوراخکاری محکم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید