wers

[ایالات متحده]/wɜːz/
[بریتانیا]/wɜrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع wer
abbr. نرخ خطا کلمه؛ معیاری برای دقت تشخیص گویندگی یا ترجمه ماشینی؛ واکنش چروک قرمزی؛ آزمایش واکنش پوستی در تشخیص پزشکی

جملات نمونه

the words she spoke were kind and comforting.

کلماتی که او گفت، مهربان و آرامبخش بود.

he struggled to find the right words to express his feelings.

او سختی داشت تا کلمات مناسبی برای بیان احساساتش پیدا کند.

some words are difficult to pronounce in english.

برخی کلمات در زبان انگلیسی دشوار به نطق هستند.

the poem contains beautiful words about nature and love.

این شعر شامل کلمات زیبایی درباره طبیعت و عشق است.

actions speak louder than words in any relationship.

در هر رابطه‌ای، اقدامات نسبت به کلمات قوی‌تر هستند.

she wrote down the new vocabulary words in her notebook.

او کلمات واژگان جدید را در دفترچه‌اش نوشت.

the dictionary explains the meanings of thousands of words.

این لغت‌نامه معنی هزاران کلمه را توضیح می‌دهد.

his choice of words showed he was angry about the situation.

انتخاب کلمات او نشان داد که او از این وضعیت خشمگی است.

we exchanged a few words before the meeting began.

قبل از شروع جلسه، ما چند کلمه با هم تبادل کردیم.

the author's words have inspired millions of readers worldwide.

کلمات نویسنده میلیون‌ها خواننده در سراسر جهان را الهام بخشیده است.

please clarify those words because i do not understand their meaning.

لطفاً این کلمات را توضیح دهید چون من معنی آنها را نمی‌فهمم.

children learn new words quickly when they read books regularly.

وقتی کودکان به طور منظم کتاب می‌خوانند، سریع کلمات جدید یاد می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید