averse

[ایالات متحده]/əˈvɜːs/
[بریتانیا]/əˈvɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناپسند; مخالف

عبارات و ترکیب‌ها

averse to risk

ترس از ریسک

strongly averse

به شدت مخالف

averse to change

مخالف تغییر

deeply averse

به شدت مخالف

risk averse

گریز از ریسک

جملات نمونه

We are averse to such noisy surroundings.

ما نسبت به محیط‌های پر سر و صدا چنین احساس بی علاقگی نداریم.

The minister is averse to/from flattery.

وزیر نسبت به/از تعارف بی میل است.

was averse to sharing a table with them; investors who are averse to risk-taking.

تمایلی به اشتراک گذاری میز با آنها نداشت؛ سرمایه گذارانی که بی میلی به پذیرش ریسک دارند.

as a former CIA director, he is not averse to secrecy.

همانطور که یک مدیر سابق سیا است، او نسبت به محرمانه بودن بی میل نیست.

I am not averse to a dance party and a good mean after a week's hard work.

من مخالف یک مهمانی رقص و یک غذای خوب بعد از یک هفته کار سخت نیستم.

She was so self-conceited that she was averse to all advice from others.

او آنقدر خودشیفته بود که نسبت به تمام نصیحت های دیگران بی میل بود.

I don’t smoke cigarettes, but I’m not averse to the occasional cigar.

من سیگار نمی کشم، اما مخالف دود کردن سیگار گاه به گاه نیستم.

He is interested in the spirit of the play, and he is not averse to throwing in an anachronism or two if he thinks it will help underscore a point.

او به روح بازی علاقه دارد و در صورتی که فکر کند به برجسته کردن یک نکته کمک می کند، مخالف اضافه کردن یک یا دو عقب‌ماندهگی نیست.

نمونه‌های واقعی

If you are averse to something, you are against it, you don't like it.

اگر در برابر چیزی احساس بیزاری کنید، در برابر آن هستید، آن را دوست ندارید.

منبع: 6 Minute English

But Jobs was congenitally averse to such a plan.

اما جابز به طور ذاتی مخالف چنین طرحی بود.

منبع: Steve Jobs Biography

But in business, being risk averse can result in stagnation.

اما در کسب و کار، ریسک‌گریزی می‌تواند منجر به رکود شود.

منبع: Lean In

Yet governments are persistently averse to providing estimates of how much carbon a policy saves.

با این حال، دولت‌ها به طور مداوم در ارائه برآوردی از میزان کربنی که یک سیاست صرفه‌جویی می‌کند، مقاومت می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Convivial, and not averse to a drink, Nancy Wake could often be found cheering up a cocktail bar.

همراه و غیرمقاوم در برابر نوشیدن، نانسی ووک اغلب در حال شاد کردن یک بار کوکتل بود.

منبع: The Economist - Comprehensive

When he couldn't by text, he wasn't averse to a little skulduggery to get what he wanted.

وقتی نمی‌توانست از طریق پیامک، مخالف کمی فریبکاری برای به دست آوردن آنچه می‌خواست نبود.

منبع: History

Being risk averse in the workplace can also cause women to be more reluctant to take on challenging tasks.

ریسک‌گریزی در محیط کار همچنین می‌تواند باعث شود زنان بیشتر در پذیرش وظایف چالش‌برانگیز مردد شوند.

منبع: Lean In

But Philip was averse to losing his temper.

اما فیلیپ مخالف از دست دادن خشم خود بود.

منبع: The places where angels dare not tread.

I was seen as somebody who was litigation averse.

من را به عنوان کسی می‌دیدند که از دادخواهی بیزار بود.

منبع: Stanford Open Course: Negotiation Skills

The youth seemed averse to explanation.

جوانان به نظر می‌رسید که از توضیح بیزارند.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید