wetnesses

[ایالات متحده]/ˈwɛtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwɛtnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت مرطوب بودن؛ حالت داشتن رطوبت

عبارات و ترکیب‌ها

wetnesses observed

مشاهدات رطوبت

wetnesses measured

اندازه گیری رطوبت

wetnesses detected

تشخیص رطوبت

wetnesses increased

افزایش رطوبت

wetnesses analyzed

تجزیه و تحلیل رطوبت

wetnesses reported

گزارش رطوبت

wetnesses varied

تغییرات رطوبت

wetnesses recorded

ثبت رطوبت

wetnesses noted

یادداشت رطوبت

wetnesses monitored

نظارت بر رطوبت

جملات نمونه

we measured the wetnesses of different soil types.

ما رطوبت انواع مختلف خاک را اندازه گیری کردیم.

the wetnesses in the air can affect our health.

رطوبت هوا می تواند بر سلامتی ما تأثیر بگذارد.

different plants thrive in varying wetnesses.

گیاهان مختلف در شرایط رطوبت متفاوت رشد می کنند.

we observed the wetnesses on the leaves after the rain.

ما رطوبت روی برگ ها را پس از باران مشاهده کردیم.

wetnesses can influence the growth of mold.

رطوبت می تواند بر رشد کپک تأثیر بگذارد.

the wetnesses in the environment are crucial for agriculture.

رطوبت در محیط زیست برای کشاورزی بسیار مهم است.

high wetnesses can lead to slippery surfaces.

رطوبت زیاد می تواند منجر به سطوح لغزنده شود.

we need to monitor the wetnesses in the greenhouse.

ما باید رطوبت را در گلخانه کنترل کنیم.

different wetnesses can create various textures in art.

رطوبت های مختلف می توانند بافت های مختلفی را در هنر ایجاد کنند.

wetnesses in the atmosphere can affect weather patterns.

رطوبت در جو می تواند بر الگوهای آب و هوا تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید