wheatflakes

[ایالات متحده]/ˈwiːtfleɪks/
[بریتانیا]/ˈwiːtfleɪks/

ترجمه

n. خمیر گندم؛ یک ناهار گندمی که از گندم تفت شده ساخته شده است؛ خمیر گندم خوراکی آماده.

عبارات و ترکیب‌ها

eating wheatflakes

خوردن ماهیچه گندم

wheatflakes cereal

ماهیچه گندم گوشتی

sugar wheatflakes

ماهیچه گندم شیرین

crunchy wheatflakes

ماهیچه گندم کرکی

wheatflakes breakfast

ماهیچه گندم صبحانه

toasted wheatflakes

ماهیچه گندم پеченه شده

wheatflakes milk

ماهیچه گندم شیر

mixed wheatflakes

ماهیچه گندم مخلوط

wheatflakes brand

برند ماهیچه گندم

loving wheatflakes

علاقه مند به ماهیچه گندم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید