wheeler

[ایالات متحده]/'hwi:lə/
[بریتانیا]/ˈhwilɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راننده وسیله نقلیه؛ اسب بارکش؛ شخصی که چرخ ها را می سازد

جملات نمونه

a huge sixteen-wheeler truck.

یک کامیون بزرگ شانزده چرخ.

a mucky mix of political wheeler-dealing and multinational corruption.

ترکیبی کثیف از معاملات سیاسی و فساد بین‌المللی.

a three-wheeler; a paddle-wheeler.

سه چرخ؛ کشتی پارویی.

According to John Wheeler's unique information theory, everything is information, and everything is from bit.This theory can be called informationism.

بر اساس نظریه اطلاعات منحصر به فرد جان ویلر، همه چیز اطلاعات است و همه چیز از بیت است. این نظریه را می توان اطلاعات‌گرایی نامید.

a wheeler-dealer in the business world

یک سوداگر در دنیای تجارت

a wheeler in the game of poker

یک بازیکن حرفه‌ای در بازی پوکر

a wheeler on a construction site

یک فرد با تجربه در محل ساخت و ساز

نمونه‌های واقعی

SOREN WHEELER: Because the garbage got in the way again?

سورن ویلر: چون آشغال دوباره مانع شد؟

منبع: Radio Laboratory

And it's a, it's a semi, you know, it's an 18 wheeler, it's a, it's a really big truck.

و این یک، این یک کامیون نیمه تنه است، می‌دانید، این یک کامیون 18 چرخ است، این یک، این یک کامیون خیلی بزرگ است.

منبع: Financial Times Podcast

Peter wheeler who is the CEO of the Special Olympics World Games asked if I'd perform for these very special doctors and of course I said yes.

پیتر ویلر که مدیر عامل بازی‌های جهانی المپیک ویژه است، پرسید آیا حاضرم برای این پزشکان بسیار ویژه اجرا کنم و البته من هم گفتم بله.

منبع: Idol speaks English fluently.

Francois was stern, demanding instant obedience, and by virtue of his whip receiving instant obedience; while Dave, who was an experienced wheeler, nipped Buck's hind quarters whenever he was in error.

فرانسوا جدی بود، خواستار اطاعت فوری بود و به لطف شلاقش، اطاعت فوری دریافت می‌کرد؛ در حالی که دیو که یک راننده با تجربه بود، هر زمان که اشتباهی مرتکب می‌شد، به قسمت‌های عقب باک حمله می‌کرد.

منبع: The Call of the Wild

Dave was wheeler or sled dog, pulling in front of him was Buck, then came Sol-leks; the rest of the team was strung out ahead, single file, to the leader, which position was filled by Spitz.

دیو راننده یا سگ سورتمه بود، در جلویش باک بود، سپس سول-لکس آمد؛ بقیه تیم در جلو، به صورت تک‌نفره، به سمت رهبر بودند که این جایگاه توسط اسپیت پر شده بود.

منبع: The Call of the Wild

For instance, in Colombo the three-wheel drivers there were lots of three wheelers in the past, but now they're very few in number, because they are unable to get the food and they're given very restricted supplies.

به عنوان مثال، در کلمبو، رانندگان سه چرخ در آنجا تعداد زیادی سه چرخه وجود داشت، اما اکنون تعداد آنها بسیار کم است، زیرا نمی‌توانند غذا تهیه کنند و سهمیه غذایی بسیار محدودی به آنها داده می‌شود.

منبع: VOA Standard English - Asia

Each weekday Raden Roro Hendarti rides her three wheeler with books stacked up at the back for children in Muntang village to exchange for plastic cups, bags and other waste that she carries back.

هر روز هفته، رادن رورو هندارتی با سه چرخه خود با کتاب‌هایی که در عقب انباشته شده‌اند، برای کودکان در روستای مونتانگ سوار می‌شود تا در ازای لیوان‌های پلاستیکی، کیسه‌ها و سایر زباله‌هایی که او به عقب باز می‌گرداند، آنها را مبادله کند.

منبع: Selected English short passages

Ere they returned to camp he knew enough to stop at " ho, " to go ahead at " mush, " to swing wide on the bends, and to keep clear of the wheeler when the loaded sled shot downhill at their heels.

قبل از اینکه به اردوگاه بازگشتند، فهمید که باید در "هو" متوقف شوند، در "مش" جلو بروند، در پیچ‌ها به پهنای دنده حرکت کنند و از واگن زمانی که گله بارگیری شده در حال پایین آمدن از تپه به دنبال آنها بود، دور باشند.

منبع: The Call of the Wild

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید