wheelman

[ایالات متحده]/ˈwiːl.mən/
[بریتانیا]/ˈwiːl.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که قایق را هدایت می‌کند؛ مردی که دوچرخه‌سواری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

wheelman job

وظیفه راننده

wheelman escape

فرار راننده

wheelman role

نقش راننده

wheelman skills

مهارت‌های راننده

wheelman duties

وظایف راننده

wheelman team

تیم راننده

wheelman tactics

تاکتیک‌های راننده

wheelman training

آموزش راننده

wheelman strategy

استراتژی راننده

wheelman operation

عملیات راننده

جملات نمونه

the wheelman drove the getaway car during the heist.

راننده فراری، ماشین فرار را در طول سرقت هدایت می‌کرد.

every successful robbery needs a skilled wheelman.

هر سرقت موفقیت‌آمیزی به یک راننده فراری ماهر نیاز دارد.

the police are searching for the wheelman involved in the chase.

پلیس به دنبال راننده فراری دخیل در تعقیب و گریز است.

he worked as a wheelman for several notorious gangs.

او به عنوان راننده فراری برای چندین باند مشهور کار می‌کرد.

a good wheelman can make or break a criminal operation.

یک راننده فراری خوب می‌تواند یک عملیات جنایی را موفق یا ناموفق کند.

they hired a wheelman with experience in high-speed getaways.

آنها یک راننده فراری با تجربه در فرارهای با سرعت بالا استخدام کردند.

the wheelman was caught on security cameras during the robbery.

راننده فراری در حین سرقت توسط دوربین‌های امنیتی ضبط شد.

she was the best wheelman in the business, known for her precision.

او بهترین راننده فراری در این تجارت بود، به خاطر دقتش شناخته می‌شد.

the wheelman received a hefty payout for his services.

راننده فراری برای خدماتش مبلغ قابل توجهی دریافت کرد.

in the movie, the wheelman escapes just in time.

در فیلم، راننده فراری درست به موقع فرار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید