whetted

[ایالات متحده]/wɛtɪd/
[بریتانیا]/wɛtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تیز کرده (یک تیغه یا ابزار)؛ تحریک شده (اشتها، تمایل، علاقه)

عبارات و ترکیب‌ها

whetted appetite

اشتهای تحریک شده

whetted interest

علاقه تحریک شده

whetted enthusiasm

شور و اشتیاق تحریک شده

whetted curiosity

کنجکاوی تحریک شده

whetted desire

تمایل تحریک شده

whetted skills

مهارت های تحریک شده

whetted senses

حواس تحریک شده

whetted imagination

خلاقیت تحریک شده

whetted talent

استعداد تحریک شده

جملات نمونه

his curiosity was whetted by the intriguing book.

کنجکاوی او توسط کتاب جذاب افزایش یافت.

the trailer whetted my appetite for the upcoming movie.

تریلر اشتهای من را برای فیلم آینده برانگیخت.

she whetted her skills through constant practice.

او مهارت های خود را از طریق تمرین مداوم تقویت کرد.

the chef whetted our taste buds with a delicious appetizer.

سرآشپز با یک غذای پیش‌دستی خوشمزه، ذائقه‌های ما را تحریک کرد.

his speech whetted the audience's interest in the topic.

سخنرانی او علاقه مخاطبان را به موضوع برانگیخت.

the new game whetted my enthusiasm for gaming.

بازی جدید شور و شوق من را برای بازی کردن برانگیخت.

travel stories always whetted my desire to explore.

داستان‌های سفر همیشه اشتیاق من را برای کاوش برانگیختند.

the art exhibit whetted my appreciation for modern art.

نمایشگاه هنری قدردانی من را از هنر مدرن برانگیخت.

his success whetted my ambition to achieve more.

موفقیت او جاه طلبی من را برای دستیابی به بیشتر برانگیخت.

the mystery novel whetted my imagination.

رمان معمایی، تخیل من را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید