whinged about
در مورد غر زدن کرد
whinged on
روی غر زدن کرد
whinged constantly
به طور مداوم غر زد
whinged loudly
با صدای بلند غر زد
whinged excessively
به طور بیش از حد غر زد
whinged endlessly
بی وقفه غر زد
whinged repeatedly
به طور مکرر غر زد
whinged a lot
خیلی زیاد غر زد
whinged about it
در مورد آن غر زد
whinged for help
برای کمک غر زد
he whinged about the long wait at the airport.
او در مورد انتظار طولانی در فرودگاه غرغر کرد.
she always whinged when things didn’t go her way.
او همیشه غرغر میکرد وقتی که事情 طبق خواسته او پیش نمیرفت.
the child whinged until he got his favorite toy.
کودک غرغر میکرد تا زمانی که اسباببازی مورد علاقهاش را به دست آورد.
they whinged about the poor service at the restaurant.
آنها در مورد خدمات ضعیف در رستوران غرغر کردند.
after the game, he whinged about the referee's decisions.
بعد از بازی، او در مورد تصمیمات داور غرغر کرد.
she whinged incessantly about her workload.
او به طور مداوم در مورد حجم کاری خود غرغر میکرد.
he whinged to his friends about the cold weather.
او در مورد هوای سرد با دوستانش غرغر کرد.
they whinged about the lack of parking spaces.
آنها در مورد نبودن جای پارک غرغر کردند.
she whinged about not getting enough attention.
او در مورد اینکه توجه کافی دریافت نمیکند غرغر کرد.
he whinged every time he had to wake up early.
او هر بار که مجبور میشد زود بیدار شود غرغر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید