whiplash

[ایالات متحده]/'wɪplæʃ/
[بریتانیا]/'wɪp'læʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه‌ای از شلاق؛ نوک شلاق؛ حرکت یا ضربه‌ای ناگهانی و قوی؛ آسیب جسمی یا عاطفی ناگهانی ناشی از یک رویداد یا وضعیت خاص

عبارات و ترکیب‌ها

whiplash injury

آسیب گردنی

جملات نمونه

She suffered from whiplash after the car accident.

او پس از تصادف خودرو دچار آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) شد.

The sudden stop caused whiplash to the passengers in the back seat.

توقف ناگهانی باعث آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) به مسافران در صندلی عقب شد.

He experienced whiplash symptoms a few days after the roller coaster ride.

او چند روز پس از سواری با شهربازی، علائم آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) را تجربه کرد.

The doctor recommended physical therapy to treat the whiplash injury.

پزشک فیزیوتراپی برای درمان آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) توصیه کرد.

Whiplash is a common injury in rear-end car collisions.

آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) یک آسیب شایع در تصادفات خودرو از پشت است.

The driver's quick reaction prevented whiplash for the passengers.

واکنش سریع راننده از آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) برای مسافران جلوگیری کرد.

The impact of the fall caused whiplash to the acrobat.

ضربه ناشی از سقوط باعث آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) به آکروبات شد.

The athlete's neck muscles were strained, leading to whiplash.

عضلات گردن ورزشکار کشیده شده بودند که منجر به آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) شد.

The whiplash injury required months of rehabilitation to fully recover.

آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) برای بهبودی کامل به ماه‌های توانبخشی نیاز داشت.

She wore a neck brace to support her neck after the whiplash incident.

او پس از حادثه آسیب‌دیدگی گردن (ویپلش) از یک گردنبند برای حمایت از گردن خود استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

And because it's going past the speed of sound, it creates these whiplashes, are known as shockwaves.

از آنجایی که سرعت آن از سرعت صوت بیشتر است، این پدیده鞭状运动 ایجاد می‌کند که به عنوان موج شوک شناخته می‌شود.

منبع: Connection Magazine

With all these conflicting messages, it can feel like whiplash.

با وجود این پیام‌های متناقض، ممکن است احساس鞭状运动 کنید.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American April 2023 Compilation

So - but these lawmakers have to feel like they've just been through whiplash.

بنابراین - اما این قانونگذاران باید احساس کنند که به تازگی از یک 鞭状运动 عبور کرده اند.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

With all these conflicting messages, it can really feel like whiplash.

با وجود این پیام‌های متناقض، واقعاً ممکن است احساس 鞭状运动 کنید.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

Women are three times more likely than men to suffer whiplash injuries in rear impacts.

زنان به طور سه برابری بیشتر از مردان در برخورد از پشت، دچار آسیب‌های 鞭状运动 می‌شوند.

منبع: BBC English Unlocked

Then we start with the whiplash, the very end of the tail and start to disconnect that.

سپس با 鞭状运动 شروع می‌کنیم، انتهای دم و شروع به قطع آن می‌کنیم.

منبع: Natural History Museum

Headbanging is usually considered relatively harmless, though it can cause whiplash or shorter-term head or neck pain.

سر تکان دادن معمولاً به عنوان یک فعالیت نسبتاً بی‌ضرر در نظر گرفته می‌شود، اگرچه می‌تواند باعث 鞭状运动 یا درد کوتاه‌مدت سر یا گردن شود.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014

Daniel calls this phenomenon hydroclimate whiplash.

دانیل این پدیده را 鞭状运动 آب و هوا می‌نامد.

منبع: PBS Earth - Climate Change

This is the kind of collision that would give the average person at best severe whiplash and at worst a fatal break.

این نوع برخورد است که در بهترین حالت باعث 鞭状运动 شدید و در بدترین حالت شکستگی کشنده می‌شود.

منبع: Connection Magazine

You know, your mood swings are kind of giving me whiplash.

می‌دانید، نوسانات خلقی شما کمی به من احساس 鞭状运动 می‌دهد.

منبع: Damien

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید