whirlaways

[ایالات متحده]/hwɜːləweɪz/
[بریتانیا]/hwɜrləweɪz/

ترجمه

n.چرخش سریع; مسیری از چرخش سریع
adj.حرکت یا توسعه سریع

عبارات و ترکیب‌ها

whirlaways dance

رقص‌های گردابی

whirlaways spin

چرخش‌های گردابی

whirlaways action

عملکرد گردابی

whirlaways effect

اثر گردابی

whirlaways motion

حرکت گردابی

whirlaways game

بازی گردابی

whirlaways fun

سرگرمی گردابی

whirlaways style

سبک گردابی

whirlaways theme

موضوع گردابی

whirlaways journey

سفر گردابی

جملات نمونه

she loves to collect whirlaways from different countries.

او عاشق جمع‌آوری گردبادها از کشورهای مختلف است.

the children enjoyed playing with the colorful whirlaways at the park.

کودکان از بازی کردن با گردبادهای رنگارنگ در پارک لذت بردند.

he bought a set of whirlaways for his niece's birthday.

او مجموعه‌ای از گردبادها را برای تولد خواهرزاده‌اش خرید.

during the fair, there were many stalls selling unique whirlaways.

در طول نمایشگاه، بسیاری از غرفه‌ها گردبادهای منحصر به فرد می‌فروختند.

she demonstrated how to make whirlaways using simple materials.

او نحوه ساخت گردبادها با استفاده از مواد ساده را نشان داد.

the artist incorporated whirlaways into her latest installation.

هنرمند گردبادها را در آخرین نمایشگاه خود گنجاند.

whirlaways are not just toys; they can also be art pieces.

گردبادها فقط اسباب‌بازی نیستند؛ آنها همچنین می‌توانند آثار هنری باشند.

at the science fair, students created whirlaways to demonstrate physics concepts.

در نمایشگاه علوم، دانش آموزان گردبادها را برای نشان دادن مفاهیم فیزیک ایجاد کردند.

the shop had a special section dedicated to vintage whirlaways.

فروشگاه بخشی ویژه را به گردبادهای قدیمی اختصاص داده بود.

he remembers playing with whirlaways on summer days as a child.

او به یاد دارد که در روزهای تابستان دوران کودکی با گردبادها بازی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید