whished

[ایالات متحده]/wɪʃt/
[بریتانیا]/wɪʃt/

ترجمه

v. صدای جیرجیر تولید کرد؛ با صدای جیرجیر ترغیب کرد

عبارات و ترکیب‌ها

whished for

خواست

whished away

دور خواست

whished back

باز خواست

whished up

بالا خواست

whished out

بیرون خواست

whished down

پایین خواست

whished along

همراه خواست

whished through

در میان خواست

whished into

داخل خواست

whished apart

جدا خواست

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید