longed for
توقوس
longed to
به آن دل داده
longed after
پس از آن دل داده
longed back
به عقب دل داده
longed away
دور دل داده
longed beyond
فراتر از آن دل داده
longed within
درون آن دل داده
longed together
با هم دل داده
longed still
هنوز دل داده
longed forever
برای همیشه دل داده
i have longed for a peaceful life.
من برای یک زندگی آرام آرزوی داشتم.
she has longed to travel the world.
او برای سفر در سراسر جهان آرزوی داشته است.
he longed for the days of his youth.
او برای روزهای جوانی خود آرزوی داشت.
they longed for freedom and independence.
آنها برای آزادی و استقلال آرزوی داشتند.
we have longed to see our old friends.
ما برای دیدن دوستان قدیمی خود آرزوی داشته ایم.
she longed for a sense of belonging.
او برای احساس تعلق آرزوی داشت.
he longed for the comfort of home.
او برای آسایش خانه آرزوی داشت.
they have longed to experience new cultures.
آنها برای تجربه فرهنگ های جدید آرزوی داشته اند.
i longed for a chance to prove myself.
من برای فرصتی برای اثبات خودم آرزوی داشتم.
she longed for the love she once had.
او برای عشقی که زمانی داشت آرزوی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید