longed

[ایالات متحده]/lɒŋd/
[بریتانیا]/lɔŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و جزء گذشته 'lone'، به معنای تربیت یک اسب در گام‌های مختلف با استفاده از خط لنگر

عبارات و ترکیب‌ها

longed for

توقوس

longed to

به آن دل داده

longed after

پس از آن دل داده

longed back

به عقب دل داده

longed away

دور دل داده

longed beyond

فراتر از آن دل داده

longed within

درون آن دل داده

longed together

با هم دل داده

longed still

هنوز دل داده

longed forever

برای همیشه دل داده

جملات نمونه

i have longed for a peaceful life.

من برای یک زندگی آرام آرزوی داشتم.

she has longed to travel the world.

او برای سفر در سراسر جهان آرزوی داشته است.

he longed for the days of his youth.

او برای روزهای جوانی خود آرزوی داشت.

they longed for freedom and independence.

آنها برای آزادی و استقلال آرزوی داشتند.

we have longed to see our old friends.

ما برای دیدن دوستان قدیمی خود آرزوی داشته ایم.

she longed for a sense of belonging.

او برای احساس تعلق آرزوی داشت.

he longed for the comfort of home.

او برای آسایش خانه آرزوی داشت.

they have longed to experience new cultures.

آنها برای تجربه فرهنگ های جدید آرزوی داشته اند.

i longed for a chance to prove myself.

من برای فرصتی برای اثبات خودم آرزوی داشتم.

she longed for the love she once had.

او برای عشقی که زمانی داشت آرزوی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید