whistlings

[ایالات متحده]/'hwɪslɪŋ/
[بریتانیا]/'hwɪslɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تولید صدای زیر با دمیدن هوا از طریق لب‌ها یا سوت؛ صدای سوت زدن

عبارات و ترکیب‌ها

whistling a tune

آهنگ زدن

whistling Dixie

آهنگ دیزی را زمزمه کردن

whistling kettle

کتل سوت‌زن

جملات نمونه

he was whistling cheerfully .

او با خوشحالی سوت می‌زد.

the wind was whistling down the chimney.

باد در دودکش سوت می‌کشید.

Groaner: a whistling buoy.

غرغرکننده: یک بویه ویژه‌نوازی.

the night crepitates with an airy whistling cacophony.

شب با یک کلاغواشی سبک و ناهنجار می‌جوشد.

he was whistling to keep up his spirits.

او برای حفظ روحیه خود سوت می‌زد.

He came home for dinner whistling cheerfully.

او با خوشحالی برای شام به خانه آمد و سوت می‌زد.

The bomb exploded, sending shrapnel whistling through the trees.

بمب منفجر شد و شrapnel با سرعت از میان درختان عبور کرد.

they flattened themselves on the pavement as a bomb came whistling down.

آنها خود را روی پیاده‌رو انداختند وقتی که بمب با سرعت به سمت پایین می‌آمد.

You've been whistling that same tune all morning. Knock it off, will you?

شما تمام صبح همان آهنگ را سوت زده‌اید. خواهش می‌کنم دیگر سوت نزنید.

He seems confident, but he’s whistling in the dark. He knows he’s going to lose the game.

او با اعتماد به نفس به نظر می‌رسد، اما در تاریکی سوت می‌زند. او می‌داند که بازی را خواهد باخت.

When he heard the bomb whistling down, Jim hurled himself down on the floor with his hands over his head.

وقتی جیم صدای سوت بمب را شنید، خود را با دست‌های روی سرش روی زمین انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید